در ایران همه آمادهاند. مردم حضور خود را در خیابان حفظ کرده، نیروهای مسلح بیوقفه در حال بهروزرسانی طرحهای جنگی هستند، دولت درپی تأمین خدمات و رفع کمبودهای ناشی از جنگ است و رهبران آخرین رایزنیها را انجام میدهند.
پس از آنکه مسعود پزشکیان، رئیسجمهور از دیدار خود با آیتالله سیدمجتبی خامنهای، رهبر معظم انقلاب خبر دادند، روز گذشته اعلام شد سردار سرلشکر علی عبداللهی، فرمانده قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا در جلسهای جداگانه با ایشان دیدار کردهاند.انتشار این دو خبر، نشان میدهد برخلاف آنچه آمریکا از طریق رسانهها و توییتهای دونالد ترامپ رئیسجمهور خود ادعا میکند، شبکه رهبری ایران و ساختارهای عالی سیاسی با تمام توان بر امور مسلطند.
پیگیری امور دولتی و لشکری دو ضرورت کشورداریاند که یکی مربوط به وضعیت اداره جامعه و امور اقتصادی آن و دیگری مرتبط با دفاع از کشور است. فراتر از این صحت، این رایزنیها نشان میدهد ایران با حفظ نقطه ثقل فکر و ایده خود، درپی مقاومت در برابر آمریکا با ایجاد غافلگیریهای جدید است. فرمانده قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا (ص) در این دیدار از سطح روحیه، طرحهای راهبردی و تجهیزات و تسلیحات موردنیاز برای مقابله با اقدامات خصمانه دشمنان آمریکایی - صهیونی گزارشی به رهبر انقلاب ارائه داده و ایشان بر اساس گزارش مطرح شده، تدابیر جدید و قاطعانهای برای برخورد با دشمن ابلاغ فرمودهاند. به نظر میرسد تهران تصمیم گرفته ضمن استفاده از کارتهایی استفاده نشده، با استفاده از توان موجود، کارتهای جدیدی خلق کند.
انهدام آواکس آمریکایی در عمق خاک عربستان سعودی، ساقط سازی سوخترسان این کشور در غرب عراق، حملات شدید به رادارها و ریزرادارهای دشمن در جنوب خلیج فارس، غافلگیری صهیونیستها در جبهه لبنان و اراده برخورد با دولتهای عربی حاشیه جنوبی خلیج فارس، قسمتی از غافلگیریهای جنگ رمضان بودند.
کارتهای جدید
کارتهای ایران تنها منحصر به سلاح، تاکتیکهای رزمی یا جغرافیایی خاص نیستند، بلکه هر چیز، رویداد و موقعیتهای زمانی میتوانند بهعنوان کارتهای اثرگذار مورداستفاده قرار گیرند.
در ادامه به زوایایی از این موقعیتها پرداخته شده است.
۱- جام جهانی، اجلاس غیرمتعهدها و حمله با ابزارهای نوین
کشیدهشدن تنشها به جام جهانی فوتبال که ماه بعد آغاز میشود، زمینههایی برای ضربات ایران و دیگران به آمریکا ایجاد میکند؛ نخست آنکه این مراسم اگر وضعیت خاصی به خود بگیرد و عرصه فشارها شود، متقابلاً این زمین قابلاستفاده علیه ترامپ خواهد شد؛ بهویژه که شخص وی مخالفان بسیاری دارد. ایران حتماً طرحهای مشابهی مانند «عملیات در بغداد علیه اجلاس غیرمتعهدها» دارد که نه لزوماً همانند و با ابزارهای آن، بلکه با ابزارهای نوین رسانهای و کارتهای جدید، یک سرشکستی بزرگ برای ترامپ خواهد ساخت.به جز ابزارهای متفاوت، در اهداف نیز تفاوتهایی وجود دارد. ایران شاید نخواهد یا صلاح نبیند مسابقات را لغو کند، بلکه بخواهد طی آن فشارهای سنگین روانی و حیثیتی برای ترامپ ایجاد کند.
۲- آمادگی برای جنگ در حوزههای جدید
جنگ به معنای سنتی، همان نبرد نظامی است، اما در عمل جنگ حوزههای گستردهای دارد. جنگ روانی، جنگ اقتصادی و مسائلی ازایندست، اخیراً به شکل تعریفی وارد مفاهیم آکادمیک از جنگ شدهاند، اما عرصه جنگ، وسیعتر است و اشکال گوناگونی به خود میگیرد. جنگ سیاسی یکی از این موارد است. اگر ایران نوع جدیدی از جنگ سیاسی را در قالب مردمی درون کشور ساماندهی کند، امواج آن میتوانند از مرزها عبور کرده و در ذهن مردم سایر کشورها بنشینند. یکی از عرصههای جنگ، شکلدهی به چنین موجی است. اینگونه جنگها، زوایای ناشناختهای دارند. شکلگیری جنبشهای مردمی در شکل جدید و جوشوخروش آنها میتواند مشکلات بلندمدت و پیچیدهای برای آمریکا ایجاد کرده و فارغ از هرگونه آتشبس، شعلهور باقی بماند. در جریان جنگ غزه، آمریکا جنبهای از این جنگ سیاسی را تجربه کرد.
۳- سلاحهای استفادهنشده
با توجه به تفاوت در حجم تجهیزات نظامی دوطرف، ایران سیاستهای خاصی برای برخورد با قوای نظامی آمریکا دارد. ازاینرو برخلاف آمریکا که از ابتدا استفاده از آخرینمدل تسلیحات و مهمات خود را شروع کرد، ایران به شکل معکوس از تسلیحات خود بهره میبرد. در عملیات وعده صادق-۱ ایران قدیمی ترین موشک ها را شلیک کرد، درحالیکه رژیم صهیونیستی در عملیات واکنشی خود، از موشک پیشرفته ضدرادار بهره گرفت، از سوی دیگر با وجود رسیدن عدد عملیات های وعده صادق به ۴، ایران کماکان از برخی موشک ها و پهپادهای خود استفاده نکرده که معروف ترین آن، موشک بالستیک تاکتیکی قاسم بصیر است. دراین میان موشک های بالستیک سنگین و پرسرعت تر و پهپادهای ویژه ای در گونههای متعدد وجود دارند که شلیک نشدهاند.
۴- جغرافیای استفادهنشده
گروههای مقاومتی میتوانند عملیات های ویژهای را در جغرافیاهای خاص اجرایی کنند. حملات به نقاط ثقل استقرار جهانی آمریکا یکی از این مسیرهاست. این احتمال وجود دارد که محور مقاومت نقطه ثقل استقرار نظامی آمریکا را بهگونهای متفاوت ارزیابی کرده و به آن ضربه بزند. آمریکا آمادگی ضربه در غرب آسیا و مناطق مجاور را دارد، اما در برخی مناطق گمان نمیبرد؛ ازاینرو با توجه به استقرار گسترده آمریکا، غافلگیری در این زمینه حتمی خواهد بود. آمریکا در صدها نقطه منافعی دارد و باید آماده دریافت ضربه باشد و میتواند برای همه این نقاط هشدار آمادگی بدهد، زیرا مشخص نیست تهران ضربهاش را به کجا و با چه محاسبهای وارد خواهد ساخت. واشنگتن حتی باید مراقبت خیانت صهیونیستها باشد که درپی ضربه زدن به این کشورند.
۵- خلق تلههای حیثیتی و راهبردی
آمریکا دارد ضمن اجرای عملیات یا عملیات های ویژه، ضمن کسب نتایج راهبردی، تصویری از پیروزی بسازد. راهکار ایران، خلق تلههایی برای معکوسسازی این فضاست. آمریکا در جنگ رمضان، یکبار در اطراف شهرضا گرفتار گشت و تصویر شکستی تاریخی نصیبش شد. طراحی عملیات اصفهان برای آمریکا دشواری بود. قوای نظامی آمریکا و توانایی تحرک این ارتش حتی با تواناییهای چین و روسیه قابلمقایسه نیست، اما درهرحال عملیات در عمق مشکلات خاص خود را دارد؛ بهویژه برای ربودن اورانیوم غنی شده و استخراج آن از عمق زمین.بااینحال، در مقابل ایران کار آسانتری داشت. هرچند ضد حمله به عملیات آمریکا نیازمند اشراف اطلاعاتی بالایی بود، اما میشد با قوای نظامی محلی از آن جلوگیری کرد که اینگونه هم شد. به عبارتی، ایران با طراحی و تجهیزات سادهتری، طراحی سنگین آمریکا با تسلیحات خاص را ناکام گذاشت. این در واقعیت، بروز یک نابرابری راهبردی به نفع ایران است.
۶- ضربات تعادلی
آمریکا قصد دارد با ضربات خود به ایران و رژیم صهیونیستی، زمینه خروج از منطقه را فراهم کرده و رژیم صهیونیستی را جایگزین خود کند. به عبارتی، واشنگتن به تهران در برابر رقبا ضربات تعادلی وارد میکند. اگر ایران تصمیم بگیرد مانند آمریکا، به این کشور ضربات تعادلی وارد سازد، باید کدام مؤلفههای قدرت این کشور را در کدام مناطق هدف گیرد؟
آمریکا میداند اگر ضرباتی تعادلی دریافت کند، در برابر برخی از رقبا امتیازات بی برگشتی را واگذار خواهد کرد.
تهدیدهایی برای آمریکا
ادامه کشمکش با ایران برای آمریکا تهدیدهای مهمی دارد:
۱- فراهم شدن فضای ضربات توسط رقبا
طی حملات ایران به مواضع و منافع آمریکا در منطقه، حملاتی رخ میدادند که ایران آنها را انجام نمیداد. این حملات به دودسته تقسیم میشدند؛ دسته نخست حملات پرچم دروغین آمریکا و رژیم صهیونیستی برای تحریک کشورهای منطقه علیه ایران بودند؛ مانند حملاتی که به عمان صورت گرفت. عمان مواضعی مناسبی در طول جنگ رمضان داشت و این ۲ دولت برای ضربه به مسقط و ایجاد دشمنی میان آن و تهران، مبادرت به این حملات به نام ایران میکردند.
دسته دوم اما تلاش دولتهای عربی برای انتقامگیری از یکدیگر در این شرایط بود. یک دولت عربی برای تسویهحساب با دولتی دیگر حملاتی به مواضع حساس آن انجام میداد و امیدوار بود این حملات به نام ایران ثبت شوند تا دستانش شناخته نگردد. این اتفاق برای آمریکا نیز رخ خواهد داد. آمریکا و شخص ترامپ رقبا و دشمنان زیادی دارند که هرچه جنگ و درگیری شدیدشان با ایران طول بکشد، آنها از این فرصت برای ضربه زدن بهره خواهند گرفت. قطعاً در هر تنش آتی، ایران همه ضرباتی که به نامش ثبت میشوند را انجام نخواهد داد؛ بلکه تعدادی از آنها کار این رقبا خواهد بود. حوزه خرابکاریها، حملات سایبری و افشای اطلاعات محل اصلی این فعالیتها است. آمریکا شاید دریابد پشت برخی از این حملات ایران قرار ندارد، اما تمرکز بر ایران مانع از شناخت دقیق صحنه و عاملان شده و توان پاسخ را از آمریکا میگیرد.
۲- تعقیب متجاوز
بخشی از ماجرای کنونی به سیاست آمریکا برای ضربه به ایران بازمیگردد اما اگر از سمت تهران به ماجرا نگاه شود، این کشور برای انتقامگیری و زدودن زمینههای تجاوز، دست به تعقیب آمریکا خواهد زد. آمریکا این قضیه را در برابر ایران تجربه کرده است. مسئله اصل تعقیب نیست، بلکه سطح تعقیب است، زیرا طی درگیریهای گذشته، واشنگتن شاهد تعقیب خود در پروندههای مختلف توسط تهران بوده است. نوع ادامه نبرد ایران با حزب بعث عراق پس از پایان جنگ و درگیری با باقی مانده این گروه پس از انحلال، آموزندهاند.
۳- الگوهای مبارزه با آمریکا
ورود آمریکا به جنگ، باعث شد تا محدودیتهای قدرت این کشور آشکار شود. بااینحال مشکل بزرگتر، فراگیری درسهایی از نبرد موفق با ارتش آمریکاست که میتواند باعث الگوگیری دیگر کشورها شود؛ اتفاقی که تیغ نظامی واشنگتن را کندتر خواهد ساخت. علاوه بر حوزه نظامی، دولتها دریافتهاند آمریکا از نظر رسانهای نیز ظرفیت بالایی برای دریافت ضربه دارد.