همکاری پنهان چین و روسیه در حوزه نظامی و دفاعی

 سه دهه پس‌از پایان جنگ سرد، آمریکا و متحدانش با گسترش ناتو به شرق، توسعه سامانه‌های دفاع موشکی، حفظ برتری فناوری و گسترش حضور نظامی در مناطق مختلف جهان، در پی تثبیت برتری خود در نظام بین‌الملل بوده‌اند. در مقابل، روسیه و چین به این جمع‌بندی رسیده‌اند که ایجاد توازن در برابر این روند، بدون همکاری عمیق‌تر در حوزه‌های دفاعی، فناوری و امنیتی ممکن نیست.مجله آلمانی اشپیگل، وب‌سایت The Insider و روزنامه Le Monde تحقیق مشترکی منتشر کرده‌اند که باید آن را فراتر از یک افشاگری رسانه‌ای دانست. این تحقیق تصویری از روند همگرایی دو قدرت شرقی ارائه و نشان می‌دهد روابط مسکو و پکن به همکاری‌های مقطعی محدود نمی‌شود، بلکه در حال شکل‌دهی به یک شراکت راهبردی چندلایه‌اند؛ روندی که موازنه امنیتی جهان را به زیان غرب دگرگون خواهد کرد.

 
 
 
فراتر از «شراکت بدون محدودیت»زمانی که ولادیمیر پوتین و شی جین‌پینگ در فوریه ۲۰۲۲ از روابط دو کشور با عنوان «شراکت بدون محدودیت» یاد کردند، بسیاری از تحلیلگران غربی این عبارت را بیش‌از آنکه نشانه یک برنامه عملیاتی بدانند، نوعی پیام سیاسی علیه آمریکا و ناتو تلقی کردند. اما تحولات سه‌سال گذشته، به‌ویژه جنگ اوکراین، نشان داد این شراکت به‌تدریج از سطح شعارهای سیاسی فاصله گرفته و به‌سمت همکاری‌های عملی و ساختاری حرکت کرده است.تحقیق اشپیگل از وجود سازوکاری حکایت دارد که در آن فرماندهان نظامی، صنایع دفاعی، مراکز تحقیقاتی و نهادهای دولتی دو کشور به‌صورت مستمر درحال هماهنگی هستند. اسناد منتشر شده در این تحقیق نشان می‌دهد، روابط روسیه و چین صرفاً به همکاری در حوزه صادرات تسلیحات یا برگزاری رزمایش‌های مشترک محدود نمی‌شود، بلکه اقدام برای ایجاد یک زیرساخت مشترک دفاعی و فناورانه را دربرمی‌گیرد.تقسیم کار راهبردی؛ پاسخی به فشارهای غربشاید مهم‌ترین نکته‌ای که در گزارش اشپیگل به آن اشاره شده، شکل‌گیری نوعی تقسیم کار راهبردی میان روسیه و چین باشد؛ روندی که نمی‌توان آن را جدا از تحولات چهارسال گذشته در جنگ اوکراین و نحوه مداخله غرب در این بحران تحلیل کرد.از نگاه مسکو، جنگ اوکراین دیگر صرفاً رویارویی با کی‌یف نیست، بلکه تقابلی مستقیم با مجموعه ظرفیت‌های نظامی، اطلاعاتی و فناورانه ناتو است. طی این سال‌ها، آمریکا و متحدان اروپایی با ارسال مستمر تسلیحات پیشرفته، ارائه اطلاعات ماهواره‌ای، آموزش نیروهای اوکراینی و آزمایش عملی نسل جدیدی از تجهیزات نظامی، این جنگ را به عرصه‌ای برای نمایش و ارزیابی توان دفاعی خود تبدیل کرده‌اند.
 
 
 
در چنین شرایطی، طبیعی است که روسیه نیز برای حفظ موازنه و کاهش فشارهای ناشی از تحریم‌ها و محدودیت‌های فناوری، بیش‌از گذشته به ظرفیت‌های صنعتی و فناورانه متحدان خود از جمله چین روی بیاورد. در مقابل، چین که طی دهه‌های گذشته سرمایه‌گذاری گسترده‌ای در حوزه صنایع پیشرفته، هوش‌مصنوعی، نیمه‌هادی‌ها، ارتباطات و تولید تجهیزات دفاعی انجام داده، اکنون می‌تواند بخشی از این توانمندی را در قالب همکاری‌های مشترک در اختیار شریک راهبردی خود قرار دهد.براین اساس، آنچه امروز میان مسکو و پکن شکل‌گرفته، بیش از آنکه یک اتحاد نظامی باشد، تلاشی برای ایجاد موازنه در برابر برتری فناورانه و نظامی غرب است. روسیه تجربه میدانی خود را که در مواجهه مستقیم با تجهیزات و تاکتیک‌های ناتو به‌دست آورده، به اشتراک می‌گذارد و چین نیز با توان صنعتی و فناورانه خود، این تجربیات را به پروژه‌های مشترک دفاعی تبدیل می‌کند؛ الگویی که هدف آن افزایش تاب‌آوری دو کشور در برابر فشارهای فزاینده غرب ارزیابی می‌شود.
 
اوکراین؛ آزمایشگاه رقابت قدرت‌های بزرگ
 
بنابراین جنگ اوکراین دیگر تنها یک بحران منطقه‌ای نیست، بلکه به صحنه رقابت مستقیم قدرت‌های بزرگ تبدیل شده است. در چهارسال گذشته، حجم گسترده کمک‌های تسلیحاتی آمریکا و ناتو، ارسال سامانه‌های پیشرفته، ارائه اطلاعات لحظه‌ای و آزمایش عملی فناوری‌های جدید، این جنگ را به میدانی برای سنجش کارآمدی تسلیحات غربی نیز تبدیل کرده است.در چنین فضایی، طبیعی است روسیه و چین نیز این تحولات را صرفاً از منظر جنگ اوکراین ارزیابی نکنند، بلکه آن را بخشی از رقابت بلندمدت با غرب بدانند. از این منظر، بررسی فناوری‌هایی مانند استارلینک یا سامانه‌های ارتباطی نوین، نه اقدامی تهاجمی، بلکه تلاشی برای شناخت ابزارهایی است که در سال‌های اخیر نقش تعیین‌کننده‌ای در افزایش توان عملیاتی ارتش اوکراین ایفا کرده‌اند.این موجب‌شده دو کشور درباره راهکارهای مقابله با چنین فناوری‌هایی از جمله جنگ الکترونیک، عملیات سایبری و سامانه‌های ضدماهواره‌ای بیش‌ازپیش به یکدیگر نزدیک‌ شوند. این نزدیکی را می‌توان واکنشی به تغییر ماهیت جنگ‌های معاصر دانست؛ جنگ‌هایی که در آن، برتری تنها با تعداد تانک‌ها یا جنگنده‌ها تعیین نمی‌شود، بلکه شبکه‌های ارتباطی، زیرساخت‌های فضایی، داده و فناوری‌های نوین، به عناصر اصلی بازدارندگی و قدرت نظامی تبدیل شده‌اند.
 
 
پروژه مشترک پدافند هوایی؛ موازنه در برابر برتری غرب
 
توسعه مشترک سامانه‌های دفاع هوایی و موشکی یکی از مهم‌ترین ابعاد این همکاری است. به گفته گزارش دو کشور در حال طراحی سامانه‌ای هستند که بتواند با موشک‌های بالستیک مانورپذیر و تسلیحات فراصوت مقابله کند. با عملیاتی شدن این طرح، یکی از پیشرفته‌ترین سامانه‌های دفاعی جهان وارد عرصه خواهد شد.از نگاه مسکو و پکن، چنین پروژه‌ای تنها یک برنامه دفاعی نیست، بلکه پاسخی به سال‌ها گسترش سامانه‌های موشکی آمریکا، توسعه سپر دفاع موشکی و استقرار تجهیزات نظامی ناتو در مناطق پیرامونی آنهاست. روسیه و چین معتقدند این روند توازن راهبردی را بر هم زده و آنها را ناگزیر به توسعه فناوری‌هایی کرده که بتواند بازدارندگی متقابل را حفظ کند.بنابراین، رقابت امروز دیگر صرفاً بر سر افزایش تعداد جنگنده‌ها یا موشک‌ها نیست؛ بلکه بر سر بی‌اثر کردن مزیت‌های فناورانه طرف مقابل است؛ رقابتی که هر روز بیش از گذشته به حوزه هوش مصنوعی، فضا، جنگ سایبری و سامانه‌های فرماندهی و کنترل گسترش می‌یابد.واکنش نگران غرب واکنش وزارت خارجه آلمان و احضار سفیر چین نشان می‌دهد این گزارش در اروپا فراتر از یک افشاگری رسانه‌ای ارزیابی می‌شود. از نگاه غرب، گسترش همکاری‌های دفاعی روسیه و چین؛ تحریم‌ها، محدودیت‌های فناوری و فشارهای سیاسی علیه مسکو را بی‌اثر خواهد کرد. تأمین صنعتی و فناورانه روسیه توسط چین نیز راهبرد غرب برای فرسایش توان نظامی مسکو را با چالش‌های جدی مواجه می‌کند.در مقابل، روسیه و چین این همکاری را اقدامی دفاعی و پاسخی به سال‌ها سیاست مهار، تحریم و گسترش ناتو می‌دانند؛ سیاستی که ثبات راهبردی را تضعیف کرده و زمینه‌ساز رقابت‌های پرهزینه امنیتی شده است.
 
 
 
آیا جهان در آستانه شکل‌گیری نظمی جدید است؟
 
اگرچه همکاری دفاعی روسیه و چین هنوز در قالب یک پیمان رسمی مشابه ناتو تعریف نشده، اما شواهد موجود از شکل‌گیری یک ائتلاف کارکردی و راهبردی میان دو کشور حکایت دارد؛ الگویی انعطاف‌پذیر که بر همکاری در حوزه‌های فناوری، صنایع دفاعی، اطلاعات، آموزش، رزمایش، جنگ سایبری و توسعه مشترک تسلیحات استوار است.این الگو برخلاف پیمان‌های سنتی، الزاماً متکی بر تعهدات رسمی دفاع جمعی نیست، اما می‌تواند ظرفیت بازدارندگی دو کشور را افزایش دهد. در واقع، روسیه و چین تلاش می‌کنند بدون تکرار تجربه بلوک‌بندی‌های کلاسیک دوران جنگ‌سرد، شبکه‌ای از همکاری‌های راهبردی ایجاد کنند که هزینه‌های سیاسی کمتری داشته و در عین‌حال قدرت مانور بیشتری برای آنها فراهم آورد.
 
نتیجه‌گیری
 
صرف‌نظر از جزئیاتی که اشپیگل به آن اشاره می‌کند، این تحقیق بر یک واقعیت تأکید دارد؛ روابط روسیه و چین دیگر صرفاً بر پایه منافع اقتصادی یا هماهنگی‌های سیاسی استوار نیست، بلکه به‌سمت شکل‌گیری یک شراکت راهبردی چندلایه در حوزه‌های دفاعی، فناورانه و امنیتی حرکت می‌کند؛ روندی که بر معادلات امنیتی و راهبردی متحدان و شرکای دو کشور نیز تأثیر خواهد گذاشت.مسکو و پکن، تعمیق همکاری‌های راهبردی خود را پاسخی به سال‌ها فشار سیاسی، تحریم‌های اقتصادی، گسترش ناتو و تلاش آمریکا برای حفظ برتری نظامی جهانی می‌دانند؛ تحولاتی که به‌تدریج هندسه قدرت در نظام بین‌الملل را دگرگون می‌کند.ادامه این روند، دهه پیش‌رو را نه صرفاً صحنه رقابت میان دولت‌ها، بلکه عرصه تقابل دو الگوی متفاوت از نظم جهانی خواهد کرد؛ یکی تلاش بر تداوم برتری غرب و دیگری متکی بر همکاری فزاینده قدرت‌های نوظهور برای ایجاد موازنه‌ای تازه. شواهد نشان می‌دهد جهان به‌آرامی وارد مرحله‌ای شده که در آن، معادلات امنیتی دیگر تنها در واشنگتن، بروکسل یا مقر ناتو تعیین نمی‌شود، بلکه مسکو و پکن نیز در ترسیم نظم جهانی نقش‌آفرین هستند.