مسعود پیرهادی
  • قرار نیست همه موفق باشند؛ گاهی یک سیاستمدار هر چقدر هم انگلیس‌ درس‌خوانده و آشنا به روش غربی‌ها باشد، ممکن است از آنان رودست بخورد و مملکتی را چندین و چند سال معطل کند.

  • هفت ماه مانده به انتخابات مجلس، بازار رای جمع کردن و حضور رسانه ای و تلاش برای کسب محبوبیت، در میان عموم کسانی که قصد کاندیداتوری دارند، افزایش پیدا کرده است.

  • فیلمی در فضای مجازی منتشر شده است که در آن، خبرنگار از میزان پرداختی به ازای جلسات از رئیس شورای شهرستان پردیس سؤال می کند و او در جواب می گوید من به این 10 یا 15 میلیون نیازی ندارم و برای اثبات گفته خود، تصویر یک چک ۶۵ میلیارد ریالی که مربوط به امور تجاری شخصی اوست را به دوربین نشان می دهد.

  • رهبر انقلاب اسلامی در دیدار آقای شینزو آبه نخست‌وزیر ژاپن فرمودند: «من شخص ترامپ را شایسته مبادله هیچ پیامی نمی دانم و هیچ پاسخی هم به او ندارم و نخواهم داد.» این پاسخی است به درخواست نفر اول کشوری که مدعی کدخدایی دهکده جهانی است؛ پاسخی به رئیس جمهور کشور به اصطلاح ابرقدرت ایالات متحده آمریکا؛ قلدرمآبی که برای دنیا نسخه می پیچد! تصور کنید دونالد ترامپ موقع شنیدن این جواب، چه احساسی پیدا می‌کند.

  • ​رئیس‌جمهور هفدهم خردادماه ۹۴ در مراسم دهمین دوره جایزه ملی محیط‌زیست گفته‌اند: «اینکه می‌گوئیم تحریم ظالمانه باید از بین برود، بعضی‌ها چشم‌هایشان را زیاد نچرخانند! تحریم‌های ظالمانه باید از بین برود تا سرمایه بیاید، تا مسئله محیط‌زیست حل شود تا اشتغال جوانان حل شود، تا مشکل صنعت جامعه حل شود تا آب خوردن مردم حل شود، تا منابع آبی زیاد شود.»

  • شاید ویدئوی تصادف دو پورشه سوار در اصفهان را که اخیراً در شبکه های اجتماعی فارسی زبان دست به دست شده است را دیده باشید. یکی از این پورشه ها که در حال مسابقه با دیگری بوده، ضمن انحراف از مسیر با یک پراید برخورد می‌کند و راننده پراید در دم جان می دهد. در ویدئوی منتشر شده، دخترک راننده پورشه در حال فریاد زدن است که «مرده که مرده، دیه اش را می دهم».

  • حجت الاسلام حسن روحانی شامگاه شنبه در دیدار با جمعی از اصحاب فرهنگ و هنر گفت: «بالاترین امتیاز هنرمندان خلاقیت است و این قدرت تخیل از فکر اندیشه و عقل بالاتر است. هنرمندان با این قدرت عجیب و سرمایه تخیل، آثار هنری خود را به جامعه عرضه می‌کنند.»

  • شکرگزاری بابت اینکه دشمنان ما از احمق‌ها هستند بر ما لازم است؛ چرا که اگر این دشمنان از عقل، بهره‌ای داشتند، نمایان کردن چهره آنان بسیار دشوار می‌نمود.

  • مجید قربانخانی این روزها بعد از چند سال از خبر شهادتش، دوباره به کشور بازگشت؛ با استخوان هایی سوخته در دستان مادر دلسوخته اش جای گرفت. قصه های مجید ما خیلی شبیه وقایعی از کربلا شد و سرانجام در کربلای خان طومان برات شهادتش را دستش دادند.