با همسر «درون گرا» یا «برون گرا» چگونه باید برخورد کرد؟

همسرم خیلی اهل معاشرت با دوستان و خانواده هایمان نیست، ترجیح میدهد بیشتر در خانه باشیم"، "همسرم آنقدر در جمع حضور دارد که یا همیشه در خانه ما مهمان است یا به مهمانی می رویم" و... از این دست شکایت های همسران نسبت به روابط همدیگر بسیار وجود دارد. نمی توان گفت تنهایی گزیدن یا در جمع بودن کدام بر دیگری برتری دارد چرا که هر کدام یک خصوصیت رفتاری در انسان هاست. افراد باید کنترل و مدیریت رفتارهای خود را به خصوص بعد از ازدواج و در ارتباط با دایره گسترده تر خویشاوندان و دوستان برنامه ریزی کنند تا اختلافاتی که ناشی از این خصیصه است به حداقل برسد.

خصلت ها و ویژگی رفتاری انسان ها از شخصی به شخص دیگر متفاوت است. برخی ترجیح می دهند اوقات خود را در گروه و در جمع باشند و عده ای ترجیح می دهند فرصتی که بدست می آورند را در خانه بمانند و به کارهای خود بپردازند. تا زمانی که فرد مجرد است خودش تصمیم می گیرد که تنهایی را بیشتر می پسندد یا معاشرت را. بعد از تآهل آنها نسبت به شخص دیگر نیز احساس تعهد و مسئولیت دارند. با ازدواج دایره ارتباطات، مسافرت ها، برخوردها، و... افراد وارد مرحله جدیدی میشود که اگر فرد نتواند با آن کنار بیاید زندگی را به کام خود و همسرش تلخ خواهد کرد.

یکی از مشکلاتی که بارها از سوی کاربران  با مشاوران ما در میان گذاشته شده است، معاشرتی بودن یا نبودن همسر، عدم ارتباط گیری با خانواده همسر و از این دست سوال ها است که برای اطلاع بیشتر سرور سعیدی مشاور و روان درمانگر این گونه به آنها پاسخ می دهد.

تفاوت های بین آدم ها باعث می شود تا آنها را به درون گرا و برون گرا تقسیم کنیم. قبل از ازدواج افراد فکر می کنند که با فردی می توانند زندگی را شروع کنند که مثل خودشان درون گرا یا برون گرا باشد. یک اصلی به نام جذب تفاوت وجود دارد؛ در این اصل فرد درون گرا دوست دارد با کسی همراه شود که برون گراست و برعکس کسی که درون گراست دوست دارد با ویژگی های شخصیت برون گرایی همراه باشد.

قبل از ازدواج تست و آزمون های مختلفی وجود دارد که ویژگی های شخصیتی را نشان می دهد. به سبب انسان بودن و اینکه ما آدم ها با هم متفاوت هستیم ممکن است رتبه و نمره های مختلفی گرفته شود که این یک امر طبیعی است اما گاهی این تفاوت بسیار زیاد می شود و موجبات شکاف را فراهم می کند، در این حالت افراد درگیر آسیب های زیادی می شوند که می تواند آنها رابه سمت جدایی و سردی نسبت به هم بکشاند. همانگونه که گفتیم نیمه گمشده افراد و آن چیزی که ما نیستیم و دیگری هست برای ما جذاب است ولی این نباید باعث شود که به سمت انتخاب های نادرست پیش برویم.

پس از ازدواج شناخت درون گرایی و برون گرایی شخصیتی از دو راهکار کاربردی قابل بررسی است که ما را به سوی روابط بهتری می کشاند.

1-آگاهی؛ آگاهی از اینکه ویژگی افراد درون گرا و برون گرا چیست البته هیچ کدام از ویژگی ها بهتر از دیگری نیست. در واقع افراد درون گرا خودشان را با تنهایی، مطالعه و برنامه ریزی های درونی می شناسند. حتی گاهی اوقات این افراد نیاز دارند به غار تنهایی خودشان پناه ببرند، دوباره خودشان را بازیابند، بشناسند و بعد بیرون بیایند. در حالی که افراد برون گرا از طریق در جمع بودن و معاشرت با افراد خودشان را می شناسند.

2-تکنیک های حل تعارض؛ به سه تکنیک حل تعارض اشاره خواهیم کرد: دادن فرصت، فردی که درون گراست برای آنکه بتوانند مسائل خودش را حل کند نیاز به فرصت دارد در حالی که فرد برون گرا خیلی عجله دارد و می خواهد خیلی زود مسائل اش حل شود. اینکه ما به همسر درون گرایمان فرصت و مجال دهیم که بتواند خودش را بشناسد و در یک فرصت مناسب مسئله را حل کند بسیار مهم است. راهکار دوم این است که نه خیلی زیاد و نه خیلی کم به خودمان تذکر بدهیم یعنی نه فرصت زیاد و وسواس گونه و نه فرصت های عجولانه و کم. راهکار سوم استفاده از برنامه ریزی است وقتی ما برای مسائل و مشکلات زندگی مان از قبل برنامه ریزی داریم و برای کارهایی که می خواهیم انجام دهیم قانون می گذاریم در واقع در یک شرایط قابل پیش بینی قرار می گیریم و شرایطی که قابل پیش بینی باشد به افراد احساس امنیت می دهد و این حس امنیت پیام آور شادی در زندگی است.

ما می توانیم یکسری از قانون ها را در زندگی داشته باشیم مثلا اینکه در سال چندبار به مسافرت برویم؟ یا در ماه چقدر به گردش برویم؟ اگر قرار است به خانواده هایمان سر بزنیم یا با دوستانمان معاشرت و روابط داشته باشیم به چه صورت و چه روزها و چگونه باشد؟ در این صورت می توانیم با یک همسر درون گرا یا برون گرا و درواقع با وجود تفاوت ها زندگی کنیم اما همراه با آرامش.