شکستهای پیدرپی نظامی در خلیج فارس و هزینههای سرسامآور این نبرد، باعث شده تا پایگاه رای حزب جمهوریخواه در آستانه انتخابات سال آینده به لرزه درآید. اکنون این ایران است که با ایستادگی خود، سرنوشت کنگره آمریکا و برنده نهایی انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶ را تعیین خواهد کرد.
ترامپ درحالی طی روزهای گذشته مدعی پیروزی و نزدیکی به پایان جنگ با ایران شده که واقعیتهای میدانی در خلیجفارس، از یک شکست راهبردی برای آمریکا حکایت دارد. نبردی که ترامپ آن را «موفقیتی بزرگ» نامید، اکنون در آستانه انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶ به پاشنه آشیل حزب جمهوریخواه تبدیل شده است.بخش تحقیقات اقتصادی الجزیره (Al Jazeera Research) و تحلیلگران نظامی روزنامه واشنگتنپست، در پاسخ به ادعاهای ترامپ، ابتدا به آمارهای ۴۸ ساعت نخست حمله استناد میکنند که نشاندهنده مصرف ۵.۶ میلیارد دلار مهمات تنها در این بازه زمانی کوتاه است. سپس آمارهای مذکور را به ده روز نخست جنگ تعمیم داده و تأکید میکنند که این حجم از هزینههای نظامی نهتنها در تاریخ نبردهای نوین بیسابقه بوده است، بلکه بهوضوح از محاسبات نادرست وزارت دفاع آمریکا درباره توان پاسخگویی و بازدارندگی ایران پرده برمیدارد.
لجستیک نظامی و فرسایش روزانه داراییهابرخلاف تصور اولیه ترامپ، نبرد با ایران شباهتی به عملیاتهای محدود در ونزوئلا یا لیبی ندارد. براساس تحلیلهای عملیاتی USNI News و دادههای مالی منتشر شده در پولیتیکو، صرفاً حضور فیزیکی و عملیات پروازی دو ناوگروه ضربتی در منطقه، فارغ از ارزش مهمات مصرفی، روزانه ۱۳ میلیون دلار از مالیاتدهندگان آمریکایی هزینه میگیرد. همچنین، استفاده از بمبافکنهای استراتژیک B-2 ساعتی ۱۵۰ هزار دلار هزینه پروازی بر بودجه آمریکا تحمیل میکند. این ارقام ثابت میکند استراتژی «فشار حداکثری نظامی» ترامپ، در عمل به «فرسایش حداکثری بودجه» آمریکا تبدیل شدهاست.
عدم تقارن در پدافند؛ شلیک موشکهای ۱۲ میلیون دلاری علیه اهداف ارزانیکی از دردناکترین بخشهای این جنگ برای مالیاتدهندگان آمریکایی، عدم تقارن هزینهها در لایههای پدافندی است. درحالیکه پهپادها و موشکهای کروز ایران با هزینهای ناچیز تولید میشوند، ارتش آمریکا ناچار است برای رهگیری آنها از سامانه «تاد» (THAAD) استفاده کند که هزینه هر شلیک آن ۱۲.۸ میلیون دلار برآورد شده است. این شکاف مالی بدین معناست که ایران با یک استراتژی هوشمندانه، درحال تخلیه ذخایر ارزی و تسلیحاتی وزارت دفاع آمریکا است. درحالیکه هزینههای اولیه در ۴۸ ساعت نخست حدود ۵.۶ میلیارد دلار برآورد شده بود، پساز ده روز نبرد، گزارشهای اضطراری دفتر بودجه کنگره (CBO) و تحلیلهای اندیشکده CSIS نشان میدهند که بار مالی مستقیم این ماجراجویی نظامی به رقم سرسامآور ۴۰ تا ۶۵ میلیارد دلار رسیده است.
فروپاشی شبکه اعصاب و کوری استراتژیک
ضربه ایران به ستون فقرات تکنولوژیک ارتش آمریکا، فراتر از ابعاد نظامی، یک ورشکستگی مالی و فنی تمامعیار را به واشنگتن تحمیل کرده است. شکست محاسباتی ترامپ از همان ۴۸ ساعت نخست نمایان شد؛ جایی که انهدام ۳ فروند جنگنده پیشرفته F-15 (نسخه EX) در پایگاههای منطقه با ارزش تقریبی ۳۰۰ میلیون دلار، ناتوانی چتر پدافندی "پاتریوت" در محافظت از داراییهای استراتژیک را به اثبات رساند. این فاجعه در ده روز بعد با سرنگونی پهپادهای شناسایی و آسیب جدی به زیرساختهای راداری، ابعاد پیچیدهتری یافت. نقطه اوج این فروپاشی تجهیزاتی، انهدام رادارهای استراتژیک AN/FPS-132 و AN/TPY-2 بود که با ارزش مجموع ۱.۶ میلیارد دلار، شاهرگ هشدار زودهنگام و سد دفاع موشکی "تاد" (THAAD) را در منطقه فلج کرد. بر اساس گزارش عملیاتی دیفنس نیوز (Defense News)، این تخریب به همراه نابودی ایستگاههای ارتباط ماهوارهای، نیروهای سنتکام را دچار "کوری سیستماتیک" کرده است؛ وضعیتی که به ناهماهنگی در هدایت پرندههای بدون سرنشین و اختلال شدید در دقت سیستمهای موقعیتیاب (GPS) منجر شد. درحالی که ترامپ پیش از این مدعی نابودی توان هوایی ایران بود، پرواز موشکهای هایپرسونیک بر فراز خلیج فارس و اراضی اشغالی نشان داد که توازن قوا به نفع تهران تغییر کرده است.
جبهه مقاومت و بنبست انرژی
اشتباه محاسباتی دیگر ترامپ، نادیده گرفتن عمق راهبردی و قدرت منطقهای ایران بود. امروز حزبالله لبنان در خونخواهی شهادت حضرت آیتالله العظمی خامنهای وارد میدان مبارزه شده و بار دیگر منطقه الجلیل را به "منطقه اشباح" تبدیل کردهاست. همزمان، حشدالشعبی عراق با اجرای ۱۲۰ عملیات پهپادی علیه مواضع آمریکا در همان روزهای نخست، جبهه جدیدی را گشوده است. در جنوب نیز، اگرچه انصارالله یمن هنوز وارد فاز عملیاتی کامل نشده، اما اعلام آمادگی مکرر سیدعبدالملک الحوثی، زنگ خطر را برای واشنگتن به صدا درآورده است؛ چنانکه سردار کوثری، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی، تأکید کرد انصارالله مأموریتی ویژه در این نبرد برعهده دارد که انجام آن دشمنان را به ذلت خواهد کشاند.با پافشاری ترامپ بر ادامه جنگ، تبعات این ماجراجویی از حوزه نظامی فراتر رفته و بازارهای جهانی غذا، دارو، بورس و اوراق بهادار را با بحران مواجه کردهاست. بسته شدن تنگه هرمز به دلیل ناامنی، نهتنها بازار انرژی، بلکه تمامی زنجیرههای تأمین را مختل کرده است. درحالیکه هزینههای نظامی مستقیم تا روز دهم بین ۴۰ تا ۶۵ میلیارد دلار برآورد شدهاست، تحلیلگران اقتصادی "الجزیره" و "بلومبرگ" هشدار میدهند با احتساب خسارات وارده به بازارهای انرژی و ریزش ارزش سهام در والاستریت، بار مالی کل این جنگ برای ایالات متحده از مرز ۲۰۰ میلیارد دلار عبور خواهد کرد. این رقم بهمعنای جهش قیمت سوخت و تورم بیسابقهای است که میتواند پایگاه اجتماعی ترامپ را در آستانه انتخابات به طور کامل نابود کند.
وال استریت ژورنال فاش کرد، فشار مشاوران ترامپ برای واداشتن رئیس جمهور به خروج از جنگ، هر لحظه بیشتر میشود، آنها میدانند، گرانی سوخت یعنی باخت جمهوریخواهان در انتخابات.وال استریت ژورنال تاکید کرد با ادامه جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران و افزایش قیمت نفت و گرانی سوخت، برخی مشاوران ترامپ به او توصیه کردهاند برای کاهش فشار سیاسی، یک «مسیر خروج» از درگیری طراحی کند. نگرانی اصلی، پسزدگی عمومی و تأثیر منفی بر رای جمهوریخواهان در آستانه انتخابات میاندورهای است.
معمای خروج و شکست سیاسی
ترامپ اکنون در وضعیتی پارادوکسیکال قرار دارد. از یک سو، اهداف اعلامی وی یعنی نابودی ایران محقق نشده و از سوی دیگر، خروج نیمهکاره از میدان نبرد، شکستی سنگین برای اعتبار جهانی اوست. ترامپ با فشاری کمسابقهای از سوی کنگره روبروست و دموکراتها آمادهاند تا از این «باتلاق خودساخته» برای بازپسگیری قدرت استفاده کنند. احتمال میرود ترامپ طی روزهای آتی با طرح ادعاهای بیاساس، خواهان پایان جنگ و برقراری آتشبس شود، اما سوال اینجاست که آیا صرف این عقبنشینی، امنیت از دست رفته تجارت جهانی و زخمهای اقتصادی این جنگ ۲۰۰ میلیارد دلاری را ترمیم خواهد کرد؟ پاسخی که صندوقهای رأی در سال ۲۰۲۶ به ترامپ خواهند داد، احتمالاً تلخترین تجربه سیاسی او خواهد بود.