با تسلط کامل نیروهای مسلح بر عبور و مرور تنگه هرمز، اقتصاد ایران در شرایط جنگی به یک مرکز توجه اصلی تبدیل شده است. این تسلط، تنها یک «تنفس نظامی» نیست، بلکه یک «پنجره طلایی لجستیک» برای تأمین ذخایر استراتژیک و تقویت اقتصاد مقاومتی است.ذخایر استراتژیک از جمله گندم، نهادههای دامی، داروهای حیاتی، سوخت و قطعات زیرساخت، در جنگ مدرن، معادل تابآوری و بقا هستند. تاریخ جنگهای بزرگ، از جمله جنگ جهانی دوم و جنگ یوم کیپور، نشان داده که پیروزی در میدان نبرد بدون مدیریت هوشمند لجستیک، به سرعت به شکست تبدیل میشود.در این شرایط، سه اقدام ضربتی برای تثبیت اقتصاد جنگی ضروری است:1. تبدیل بنادر جنوبی مانند بوشهر و چابهار به مناطق ترخیص آنی با تشریفات گمرکی پیشاقدامی؛ 2. شیفت استراتژیک واردات از دریا به خشکی با تقویت کریدورهای شمالی و شرقی (روسیه، آسیای مرکزی و چین)؛ 3. توزیع هوشمند و سهمیهبندی دیجیتال کالاهای اساسی بهعنوان ابزاری روانی برای حفظ آرامش جبهه داخلی.همزمان، طراحی شبکه لجستیک تابآور، اولویت استراتژیک ایران در سایه محاصره دریایی است. این شبکه باید بر اساس اصل «تنوعبخشی» ساخته شود: تنوع در حالتهای حملونقل (دریایی، ریلی، جادهای)، تنوع در هابها (بنادر جنوبی، مرزهای زمینی) و تنوع در مسیرهای بینالمللی (ITI، کریدور شمال-جنوب). اتصال قوی ریلی به بنادر و مرزها، بهویژه در سناریوهای بحرانی، ستون فقرات تابآوری را تشکیل میدهد.
مناطق آزاد نیز در این استراتژی نقش کلیدی دارند. با اصلاح ساختارها و تسهیل فرآیندها، این مناطق میتوانند از مراکز عبوری به قطبهای تولید، صادرات و ترانزیت تبدیل شوند. ایجاد گمرکات تخصصی، کاهش هزینههای لجستیک و افزایش ارزش افزوده داخلی، از جمله اقدامات کاربردی در این راستا است.معاونت بازرسی ریاستجمهوری، با اشاره به وابستگی ۶۵ درصدی ایران به تنگه هرمز، تأکید کرده است که استفاده بهینه از ظرفیتهای مناطق آزاد، بهویژه در حوزه ترانزیت و جذب سرمایهگذاری، میتواند به بهبود شاخصهای اقتصادی و افزایش تعاملات منطقهای کمک کند.در نهایت، ترکیب تسلط بر شاهراههای انرژی جهان، مدیریت هوشمند واردات و شبکه لجستیک تابآور، میتواند ماشین جنگی دشمن را در باتلاق اقتصاد مقاوم زمینگیر کند و مشت تابآوری ایران را به دهان محاصره آمریکایی-صهیونی بکوباند.