روایتی از فساد و دیکتاتوری زلنسکی

 یولیا مندل، معاون مطبوعاتی سابق ولادمیر زلنسکی در گفتگو با تاکر کارلسون توضیح می‌دهد که جامعه، اقتصاد و جمعیت در اوکراین در آستانه فروپاشی و اضمحلال کامل قرار دارد و جنگ به ابزاری برای ارضای شیفتگی زلنسکی به قدرت تبدیل شده است. او، زلنسکی را فردی خودشیفته توصیف می‌کند که حاضر است همه چیز را برای ترویج «تصویر یک قهرمان از خود» قربانی کند.او تأکید می‌کند که امروز مردم اوکراین می‌دانند که عضویت در ناتو، بهانه‌ای بود برای سوق دادن این کشور به سمت جنگ؛ و درحالی‌که می‌شد در مواضع متعدد این ویرانی را پایان داد، توهمات مقامات سیاسی غربی و فساد گسترده دولت زلنسکی، مانع توقف جنگ شدند.

 
زلنسکی، فاقد احساس همدردی و ثبات روانی‌ست و تبحر خاصی در تبلیغات گوبلزی دارد
 
یولیا مندل بر اساس تجربیات دست اول خود توضیح می‌دهد که جهان باید میان دو نسخه کاملاً متفاوت از ولادمیر زلنسکی، تمایز قائل شود یک «تصویر رسانه‌ای» و دو «شخصیت واقعی». او زلنسکی را بازیگری توانمند توصیف می‌کند که در برابر دوربین، چهره‌ای آرام، مردمی، قهرمان‌گونه و دموکراتیک از خود ارائه می‌دهد، اما در پشت صحنه شخصیتی کاملاً متفاوت دارد؛ غیرقابل پیش‌بینی، فاقد احساس همدردی، فاقد ثبات روانی و متمایل به کنترل مطلق. مندل تأکید می‌کند که زلنسکی به‌عنوان یک بازیگر حرفه‌ای، توانایی فوق‌العاده‌ای در ایفای نقش و ساخت روایت دارد و دقیقاً از همین مهارت برای تبدیل شدن به «نماد مقاومت اوکراین» استفاده کرد.
 
اما این تصویر بیش از آنکه بر واقعیت استوار باشد، بر بازیگری، دستکاری عاطفی و عملیات روانی متکی است.این کارشناس مطبوعاتی به نقل از جلسات داخلی دولت اوکراین می‌گوید زلنسکی آشکارا از ضرورت ایجاد «هزاران صدای تبلیغاتی» سخن گفته و حتی تعبیر «تبلیغات گوبلزی» را به کار می‌برد تا نشان دهد چگونه می‌خواهد افکار عمومی را مدیریت کند.
 
زلنسکی شیفته قدرت است و هر چیز یا فردی را برای بقای سیاسی خود، قربانی می‌کند
 
در سطح رفتار سیاسی، مندل زلنسکی را فردی توصیف می‌کند که قدرت برایش به یک مسئله شخصی و وجودی تبدیل شده است. به‌گفته او، زلنسکی به مخالفان با سوءظن برخورد می‌کند، افراد را «مصرف‌شدنی» می‌داند و حلقه‌ای از وفاداران را پیرامون خود شکل داده که وظیفه‌شان نه ارائه تحلیل واقعی، بلکه تأیید خواسته‌های اوست. او می‌گوید زلنسکی علاقه‌ای به نهادسازی یا اصلاحات واقعی نداشت و بیشتر در پی حفظ تصویر قهرمانانه خویش بود؛ به‌گونه‌ای که حتی ادامه جنگ نیز در نگاه او به ابزاری برای بقای سیاسی تبدیل شد. مندل مدعی است که زلنسکی بارها مواضع خود را تغییر داده؛ از نامزد صلح و گفت‌وگو با روسیه، به رهبر جنگ فرسایشی و شعارهای حداکثری درباره ناتو و بازپس‌گیری کامل سرزمین‌ها رسیده است، در حالی که خودش می‌دانست بسیاری از این اهداف عملی نیستند. از نگاه او، زلنسکی از «اهداف غیرممکن» استفاده می‌کرد تا همواره بتواند جنگ را ادامه دهد، مسئولیت شکست‌ها را به گردن دیگران انداخته و موقعیت سیاسی خود را حفظ نماید.
 
در نظر زلنسکی، مردم هیچ اهمیتی ندارند و ترویج نقش او به عنوان قهرمان، تنها خواسته اوست
 
معاون مطبوعاتی سابق زلسنکی، رفتار مستبدانه او را چنین توصیف می‌کند: «زلنسکی به‌مرور به این باور رسیده بود که «برای همیشه» در قدرت خواهد ماند. او، هرگز به دموکراسی واقعی باور نداشت و حتی در جلسات خصوصی می‌گفت اوکراین برای «دموکراسی» آماده نیست و «دیکتاتوری» یعنی نظم.» از نظر مندل، فضای سیاسی اوکراین تحت امر او به سمت سرکوب منتقدان، امنیتی‌سازی سیاست و حذف مخالفان حرکت کرده است؛ به‌گونه‌ای که هر منتقدی به‌سادگی با برچسب «طرفدار روسیه» یا «خائن» مواجه می‌شود. او توضیح می‌دهد که چگونه زلنسکی جنگ را به‌عنوان ابزاری برای تثبیت قدرت شخصی، کنترل فضای داخلی و حتی تنبیه مخالفان به کار گرفته و ایشان را به خطوط مقدم جبهه می‌فرستد. در نهایت، مندل تأکید می‌کند که مشکل زلنسکی فقط فساد مالی یا سیاست نادانی نیست، بلکه او اساساً هیچ اهمیتی برای «مردم» قائل نیست و بیش از هر چیز، شیفته نقش تاریخی و تصویر قهرمانانه خویش است.
 
ساختار جمعیتی، اقتصادی و اجتماعی اوکراین در آستانه نابودی قرار گرفته است
 
یولیا مندل با ارائه آمار و ارقام نشان می‌دهد که ادامه جنگ اوکراین را در مسیر فرسایش تدریجی جمعیتی، اقتصادی و اجتماعی قرار داده است. او تأکید می‌کند که اوکراین پیش از جنگ نیز با بحران جمعیتی مواجه بود و با آغاز جنگ، میلیون‌ها نفر کشور را ترک کردند، بخش بزرگی از نیروی کار از بین رفت یا به جبهه‌ها منتقل شد و ساختار اجتماعی کشور به‌شدت آسیب دید.
 
مندل با اشاره به کاهش جمعیت عملی اوکراین به حدود ۲۵ میلیون نفر و وجود میلیون‌ها بازنشسته با درآمدهای بسیار ناچیز، تصویری از جامعه‌ای ارائه می‌دهد که زیر فشار جنگ، مهاجرت، فقر و فروپاشی خدمات عمومی در حال نابودی است. او حتی از مرگ سالمندان بر اثر سرما و گرسنگی سخن می‌گوید و تأکید می‌کند اصرار بر تداوم جنگ فرسایشی در برابر روسیه، با توجه به شکاف عظیم جمعیتی و اقتصادی دو کشور، عملاً به معنای حرکت اوکراین به سمت نابودی کامل ظرفیت انسانی و ملی خود است.
 
حلقه پیرامون زلنسکی، حجم انبوهی از کمک‌های مالی خارجی را می‌بلعد
 
در رابطه با فساد در ساختار قدرت اوکراین، یولیا مندل به شبکه‌ای سازمان‌یافته و نزدیک به شخص زلنسکی، اشاره می‌کند که در سطوح مختلف دولت و اقتصاد را در اختیار گرفته است. او مدعی می‌شود که برخی وزارتخانه‌ها، به‌ویژه نهادهای مرتبط با خدمات اجتماعی و شرکت‌های بزرگ دولتی، به بستری برای پول‌شویی، توزیع رانت و انتقال منابع مالی به حلقه‌های نزدیک به قدرت تبدیل شده‌اند.مندل با اشاره به روایت‌هایی از جلسات داخلی دولت، ادعا می‌کند که در فرآیند انتخاب برخی مقامات، نوعی «سازوکار پول‌شویی» وجود دارد و کمک‌های مالی خارجی و بودجه‌های عمومی در این فرایند و میان افرادی مشخص، توزیع می‌شوند. او همچنین به نمونه‌هایی از پرداخت‌های غیررسمی به وزرا، کنترل سیاسی شرکت‌های دولتی، فساد در بخش انرژی و دریافت سهم از پروژه‌های دولتی اشاره می‌کند و تأکید می‌کند حلقه نزدیک به زلنسکی صرفاً بر اساس وفاداری سیاسی و نه شایستگی شکل گرفته است؛ در نتیجه بخش بزرگی از کمک‌های گسترده غرب به‌جای تقویت توان ملی یا بهبود وضعیت مردم، در شبکه‌های فساد و رانتخواری پیرامون زلنسکی، هضم می‌شوند.
 
غرب از زلنسکی یک قهرمان ساخت و خود نیز این دروغ را باور کرد
این مدیر رسانه‌ای در رابطه با عملکرد رسانه‌های غربی و بخشی از نخبگان سیاسی اروپا و آمریکا در شکل‌گیری و تثبیت «اسطوره زلنسکی» توضیحات درخور توجهی را ارائه می‌کند. او معتقد است که با آغاز جنگ، نوعی اجماع غیررسمی شکل گرفت که هرگونه حمایت از زلنسکی معادل حمایت از اوکراین تلقی شود و در نتیجه، بسیاری از رسانه‌ها و چهره‌های سیاسی از پرداختن جدی به فساد، اقتدارگرایی یا تناقضات رفتاری او خودداری کردند. مندل معتقد است که غرب، زلنسکی را به‌عنوان «چهره دموکراسی» و رهبر قهرمان مقاومت بازنمایی و سپس خود نیز این روایت را باور کرد؛ در حالی که پشت این تصویر رسانه‌ای، ساختاری مستبد، بزک شده و متمرکز بر حفظ قدرت، شکل گرفته بود. او همچنین تأکید می‌کند که در نتیجه این تصویرسازی، فضایی به وجود آمد که عملاً امکان نقد جدی سیاست‌های دولت اوکراین محدود و باعث شد بخش مهمی از واقعیت‌های داخلی اوکراین در رسانه‌های جریان اصلی غرب بازتاب پیدا نکند.
 
در اوکراین، هر صدای مخالف یا منتقدی با برچسب‌زنی، پیگرد قضایی، زندان و ترور مواجه می‌شود
 
معاون مطبوعاتی سابق دولت زلنسکی توضیح می‌دهد که یکی از مهم‌ترین دلایل سکوت مقامات، فعالان رسانه‌ای و چهره‌های سیاسی اوکراین درباره عملکرد زلنسکی، وجود فضای گسترده ترس و ناامنی سیاسی در داخل کشور است. او مدعی است که بخش قابل توجهی از نخبگان حکومتی و حتی افراد نزدیک به ساختار قدرت، نگران آن هستند که در صورت انتقاد علنی از زلنسکی با بازداشت، پرونده‌سازی امنیتی، اتهام «خیانت» یا حتی تهدیدهای جانی مواجه شوند.
 

مندل با اشاره به نمونه‌هایی از زندانی شدن منتقدان، مرگ‌های مشکوک برخی چهره‌ها و فشار بر روزنامه‌نگاران، تأکید می‌کند که در فضای سیاسی اوکراین نوعی خودسانسوری گسترده شکل گرفته است؛ به‌گونه‌ای که بسیاری از افراد، حتی اگر در محافل خصوصی از ادامه جنگ یا رفتارهای دولت انتقاد کنند، حاضر نیستند این مواضع را علنی بیان کنند. او همچنین می‌گوید همین فضای ترس باعث شده تا روایت رسمی دولت، به‌ویژه در رسانه‌های غربی، کمتر با چالش جدی روبه‌رو شود و بسیاری از منتقدان ترجیح دهند سکوت یا کشور را ترک کنند.

مردم اوکراین، خسته، سرخورده و به شدت نسبت به زلنسکی بدبین هستند

مندل در نهایت از نگاه یک جنگ زده اوکراینی توضیح می‌دهد که این جنگ در مقاطع مختلف می‌توانست از طریق مذاکره متوقف شود، اما زلنسکی ادامه جنگ را برگزید؛ او معتقد است که این تصمیم تحت تأثیر حمایت و تشویق برخی بازیگران غربی اتخاذ شد.مندل می‌گوید: «امروز کسی در اوکراین نیست که نداند اهداف جنگ نامشخص یا دست‌نیافتنی هستند؛ نه عضویت در ناتو تحقق یافته، نه بازپس‌گیری سرزمین‌ها ممکن خواهد بود و نه وضعیت سیاسی داخلی بهبود یافته است. این شکاف میان روایت رسمی و واقعیت میدانی، باعث شده خستگی، سرخوردگی و تردید در میان مردم اوکراین گسترش یافته و نسبت به ادامه جنگ و رهبری زلنسکی به شدت دچار تردید شوند.»