امپراتوری اپستین به رهبری واشنگتن و رژیم صهیونیستی، در میانه مذاکرات حملات نظامی علیه تهران را آغاز کرد، اما ایران پاسخی داد که میتواند آینده جهان را تعیین کند.
به عملیات انحراف اپستین خوش آمدید. برای کسانی مثل ما که با نگاهی انتقادی تحولات ژئوپلیتیک را دنبال کردهایم، آغاز این جنگ میان ایالات متحده، رژیم صهیونیستی با ایران مسئله «اگر» نبود، بلکه مسئله «چه زمانی» بود.
در ساعات اولیه بامداد ۲۸ مارس ۲۰۲۶، ایالات متحده و رژیم صهیونیستی حملات نظامی به ایران را آغاز کردند؛ آن هم درست در میانه مذاکراتی که اعلام شده بود در جریان است، درحالیکه ایران تقریباً با همه خواستههای واشنگتن موافقت کرده بود. اکنون وارد روز چهارم یا پنجم جنگ شدهایم؛ جنگی که من اساساً آن را نبرد خیر و شر میدانم.
ما شاهد امپراتوری اپستین هستیم، این طبقه شکارچی از کودکآزاران و جنگطلبان که در خارج از آمریکا کودکان را میکشند و در همه جا مورد سوءاستفاده قرار میدهند؛ سرانجام با نیرویی روبهرو شدهاند که به تمام جهان ضربه متقابل و پاسخ قاطع داده و حاضر نیست زانو بزند.
درحالیکه رسانههای جریان اصلی تلاش میکنند این نبرد را صرفاً یک جنگ دیگر در خاورمیانه نشان دهند و بگویند آمریکا در حال نجات جهان است، بخش بزرگی از مردم جهان در حال درک واقعیتند: بقای مقاومت اخلاقی و ملتها در برابر امپراتوریای که بر پایه بهرهکشی، نسلکشی و حذف کامل هرکسی که سر راهش بایستد، ساخته شده است.
ونسا بیلی، همکار من که از لبنان گزارش میدهد، در همان لحظهها شاهد آشکار شدن آشوب بوده است. آنچه با ترور آیتالله سیدعلی خامنهای دومین رهبر معنوی مهم شیعیان در جهان آغاز شد، واکنشی را شعلهور کرد که آمریکا و رژیم صهیونیستی بهوضوح آن را دستکم گرفته و قادر به درک آن نیستند، گویی واقعیت را انکار میکنند.
دولت ترامپ تصور میکرد با ترور فرماندهان ارشد سپاه پاسداران و نیروهای مقاومت و همچنین آیتالله خامنهای، مردم ایران به خیابانها میآیند، شادی کرده و از آمریکا بهخاطر آوردن آزادی تقدیر میکنند. اما مردم واقعاً به خیابانها آمدند اما نه برای جشن، بلکه میلیونها نفر عزاداری کردند و برای شهادت آیتالله خامنهای وعده انتقام دادند و فریاد زدند: مرگ بر آمریکا.
پایان امپراتوری اپستین
واکنش ایران فقط احساسی یا ایدئولوژیک نیست؛ استراتژیک و ویرانگر است. ایران به طور سیستماتیک رادارهای هشدار زودهنگام آمریکا و رژیم را در سراسر کشورهای خلیجفارس از کار انداخت و موشکهای هایپرسونیکش که با سرعتی نزدیک به ۱۱ هزار مایل در ساعت حرکت میکنند، تقریباً غیرقابل رهگیریاند. این موشکها چندین پایگاه نظامی آمریکا در بحرین، حیفا و کویت را هدف قرار دادند و حتی ناو یواساس آبراهام لینکلن را هم زدند.
در همین حال، حزبالله که با وجود نقضهای روزانه رژیم اشغالگر، ۱۵ ماه به آتشبس پایبند مانده بود، سرانجام در واکنش به این تجاوز وارد عمل شد و به ایران پیوست، آن هم با آگاهی کامل از اینکه بلافاصله هدف رژیم و عناصر تکفیری قرار خواهد گرفت.
چند نفر از شما حاضر هستید برای مشتریان اپستین جان خود را بدهید؟
در همین حال، افکار عمومی آمریکا کمکم متوجه میشود که به آنها دروغ گفته شده، تقریباً همان دروغهایی که در سال ۲۰۰۳ شنیده بودند؛ ادعاهای دروغین درباره سلاحهای کشتار جمعی، با این تفاوت که این بار ایران به داشتن برنامه هستهای متهم شده، نه عراق و استدلال میکنند که بهتر است آنها را آنجا متوقف کنیم قبل از اینکه به ما حمله کنند.
در واقع تولسی گبرد، مدیر اطلاعات ملی آمریکا ابتدا گفته بود ایران سلاح هستهای ندارد و اخیراً رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی اعلام کرده برخلاف ادعاهای اسرائیل و واشنگتن، بازرسان آژانس شواهدی از برنامه هماهنگ ایران برای ساخت سلاح هستهای پیدا نکردهاند.
دولت ترامپ همچنین تلفات نظامی را کماهمیت جلوه میدهد، آمار کشتهها را بسیار پایین اعلام میکند یا پنهان نگه میدارد و درحالیکه شدت واقعی این جنگ را از مردم پنهان میکند، همزمان نیروهای بیشتری بسیج میکند.
اما چیزی که نمیتوانند پنهان کنند این است: آمریکا و رژیم صهیونیستی در حال اتمام موشکهای رهگیر خود هستند. مارکو روبیو اعتراف کرده که ایران با سرعتی شگفتانگیز سلاح تولید میکند و آمریکا نمیتواند همگام شود. ترامپ گفته این جنگ ممکن است چهار تا پنج هفته طول بکشد؛ اما در عین حال اعتراف کرده ممکن است بسیار طولانیتر شود.
حتی والاستریت ژورنال هم در چندین مقاله اذعان کرده که این جنگ نمیتواند برای همیشه ادامه یابد، زیرا ذخایر تسلیحاتی غرب رو به پایان است.
در همین حال، ارتباطات اپستین برای بسیاری از آمریکاییهای عادی آشکار شده، از خاندانهای سلطنتی امارات گرفته تا شاهزادگان سعودی، همگی با همان شبکه شکارچیان مرتبط بودهاند. وقتی ابوظبی هدف قرار گرفت، موجی از رضایت در میان افرادی با وجدان شکل گرفت. کسانی که میدانند این زمینهای بازی لوکس برای اینفلوئنسرها و میلیاردرها بر همان پایه فاسد ساخته شدهاند.
ایران در حال جنگی اخلاقی است؛ هدف قرار دادن تأسیسات نظامی، درحالیکه آمریکا و اسرائیل عمداً مدارس و بیمارستانها را بمباران میکنند و کودکان را میکشند، زیرا راهبرد نسلکشی آنها حذف نسل آینده است.
ایران و محور مقاومت تقریباً بهتنهایی در برابر خطرناکترین تهدید جهان میجنگند. چیزی که مرا عمیقاً آزار میدهد این روایت است که در برخی شبکههای اجتماعی گفته میشود روسیه و چین در حال جنگیدن برای ایران هستند یا موفقیت ایران به خاطر آنهاست. این نوع نگاه شرقشناسانه و برتریطلبانه، نقش، شجاعت و فداکاری ایرانیان را نادیده میگیرد. درحالیکه این مردم ایران هستند که با جان خود هزینه میدهند.
ایران با روسیه و چین شراکت راهبردی دارد، اما پیمان دفاعی مشترک ندارد. روسیه بیش از یک میلیون شهروند در سرزمینهای اشغالی دارد و همچنان از طریق افرادی مانند کریل دیمیتریف با دولت ترامپ مذاکره میکند؛ کسی که حتی یک کلمه هم در محکومیت حملات به ایران نگفته و فقط از افزایش قیمت نفت صحبت کرده است.
چین هم بیشتر بر برتری در هوش مصنوعی و منابع معدنی کمیاب تمرکز دارد، نه جنگ ایدئولوژیک. محور مقاومت اما از روی باور اخلاقی و ایمان میجنگد، با نظام ارزشی که کرامت انسانی را بر انباشت سرمایه ترجیح میدهد.
صهیونیسم مسیحی، ایدئولوژی خطرناکی که جهان را به سمت جنگ هستهای میبرد. نقش صهیونیسم مسیحی در این جنگ را نمیتوان دستکم گرفت. پیت هگست و دولت ترامپ آشکارا از روایت آرماگدون صحبت میکنند. حتی فرماندهان نظامی به سربازان گفتهاند که ترامپ توسط عیسی برگزیده شده تا آتش آغاز جنگ در ایران را روشن کند.
بیش از ۱۱۰ شکایت درباره این تبلیغات مذهبی در ارتش ثبت شده است. در همین حال، نتانیاهو و متحدان افراطیاش عمداً در حال مهندسی یک جنگ جهانی مذهبیاند و نسلکشی را با زبان کتاب مقدس توجیه میکنند، درحالیکه سیستم هوش مصنوعی آنها که نامش انجیل است در قتل فلسطینیها در غزه نقش داشته است.
میتوان به مضحک بودن ترامپ به عنوان یک شخصیت الهی خندید، اما این ایدئولوژی اکنون سیاست خارجی آمریکا را در بالاترین سطوح شکل میدهد.
همان نیروهایی که برای جنگ فشار میآورند، از پروندههای اپستین محافظت میکنند و از دوستان و نخبگان شکارچی حمایت میکنند؛ کسانی که باعث شدند بیل و هیلاری کلینتون در کنگره شهادت دهند و دروغ بگویند، درحالیکه دولتشان از سوءاستفادههای جنسی از کودکان در خانه و بمباران کودکان در خارج محافظت میکند.
در قلب این ماجرا، این لحظه را میتوان نبرد علیه شر و علیه جهانی که توسط بدترین و شرورترین گوشههای بشریت اداره میشود توصیف کرد.
با پیشروی جنگ، شکاف در اتحاد آمریکا آشکارتر میشود. کشورهای خلیجفارس، عربستان، امارات و دیگران شاهد پرواز موشکهای ایرانی بر فراز سرزمینشان هستند درحالیکه دفاع آمریکا پاسخ نمیدهد و درمییابند که آمریکا همیشه رژیم صهیونیستی را بر آنها ترجیح میدهد.
ناو آبراهام لینکلن مورد حمله قرار گرفت، ایران نفتکشها را هدف قرار داد و انصارالله یمن هنوز کاملاً وارد میدان نشده است. پاکستان، هند و ترکیه همگی تحت فشار و بازی سیاستهای ششضلعی نتانیاهو برای محاصره ایران هستند.
بزرگترین ترس من این است که ایالات متحده اپستین و رژیم صهیونیستی ضعفهای خود را نشان میدهند و قدرت ایران را آشکار میکنند، دقیقاً برای این که رضایت عمومی برای استفاده از سلاح هستهای علیه تهران را بسازند و نباید فراموش کنیم تنها کسانی که تا به حال بمب اتم روی جمعیت ریختهاند، همان کسانی هستند که اکنون ایران و جهان را تهدید میکنند.
اما امپراتوری اپستین درک نمیکند که باور اخلاقی را نمیتوان با موشک شکست داد. میلیونها نفر از مردم ایران پشت دولت خود ایستادهاند، همسایگان و خانوادهها را از زیر آوار بیرون میکشند و از یکدیگر حمایت میکنند.
در مقابل، آمریکا ایران را در جهان بدنام میکند، آمار تلفات خود را پنهان میکند و حتی به سربازان کشتهشدهاش احترام نمیگذارد، این رویه نتیجه نمیدهد و دوام نمیآورد. محور مقاومت میجنگد چون به چیزی بزرگتر از خود باور دارد، چیزی که فراتر از نگاه غرب محور ماست و برای بسیاری غیرقابل درک است.
یک هشدار برای ما که از بیرون نگاه میکنیم؛ این یک سریال تلویزیونی، فیلم یا بازی ویدئویی نیست که طرفداری کنیم، این زندگی واقعی مردم، قربانی واقعی و جان واقعی انسانهاست. در میان تمام این تاریکی، حسی قوی وجود دارد که شاید بخش بزرگتری از جهان در کنار ایران ایستاده باشد، بیش از آنچه تصور میکنیم.
با گذشت زمان، مطمئن هستم که چهره واقعی شر را بهتر تشخیص میدهیم و در سالهای اخیر بارها دیدهایم که شر با پرچمهای آمریکا یا اسرائیل ظاهر شده و بر کودکان و بیگناهان بمب ریخته، درحالیکه ادعای برتری اخلاقی دارد. حسابکشی آغاز شده اما باید بدانیم میخواهیم در کدام سوی تاریخ بایستیم.