به گزارش افکارنیوز،

ایالات متحده برای «استانداردسازی رفتار ایران» یا «طرح فروپاشی» پنج مرحله را مورد توجه قرار داده است؛ «توسعه فشار اقتصادی-معیشتی به جامعه ایرانی»، «طرح تردید نسبت به سلامت کارگزاران ارشد نظام در مردم»، «دوقطبی سازی مردم-حاکمیت»، «تزریق روحیه ناامیدی و هراس در مردم نسبت به آینده» و مهم‌تر از چهارگزاره فوق «طرح پیشنهاد مذاکره بدون پیش شرط به دولت ایران با هدف برانگیختن احساسات مردمی و ایجاد رغبت در جامعه ایرانی برای مذاکرات جدید» است، که به زعم امریکا چهار گام نخست این طرح پیاده سازی شده و پذیرش پیشنهاد مذاکره مستقیم توسط ایران به معنای اجرایی شدن گام پنجم است که بعد از اجرایی شدن پنج گام مورد اشاره «استانداردسازی رفتار ایران» و «فروپاشی» دنبال می‌شود. پنج‌گانه ایالات متحده را می‌توان اینگونه تفسیر کرد؛
1- «تشدید تحریم‌ها»؛ یک سیاست همیشگی برای ضربه زدن به نظام و ایجاد نارضایتی در مردم ایران بوده است و طی چهاردهه گذشته ثابت‌ترین سیاست‌های امریکا برای تغییررفتار در جمهوری اسلامی ایران بوده است. اصرارایالات متحده به استفاده از این ابزار در دوران پسابرجام با تصویب و اجرای قانون «محدودیت ورود شهروندان 38 کشور به ایران» و «آیسا» در دوران باراک اوباما و اجرای قانون «کاتسا» و تحریم‌های «90» و «120» روزه در دوران ترامپ و ده‌ها مورد مشابه و موازی با آن پیشنهاد مذاکره جدید با طرف ایرانی نمایانگر همین مسئله است.
2- «طرح تردید نسبت به سلامت کارگزاران ارشد نظام در مردم و القای فردی بودن تصمیمات نظام ونه عام المنفعه بودن آن»؛ امریکایی‌ها را بر آن داشته تا طی پنج سال اخیر محور ثابتی را در سخنرانی‌های خود به کار ببرند مبنی بر اینکه با اتهامات فله‌ای اقتصادی علیه مسئولان نظام «مردم ایران» را نسبت به تصمیمات کلان نظام چه در عرصه داخلی و چه در عرصه منطقه‌ای دچار تردید و بدگمانی کنند. «گرفتن گارد دلسوزی برای مردم ایران»، الف. -توسط باراک اوباما در تریبون سازمان ملل (مردم ایران تاریخ پرافتخار و ظرفیت‌های فوق العاده‌ای دارند، اما شعار مرگ بر امریکا اشتغال زایی نمی‌کند و ایران را امن‌تر نمی‌کند)، ب- جان کری در گفت‌وگو با در شورای روابط خارجی امریکا موسوم به سی. اف (ایرانی‌ها ثابت کردند که تحریم‌ها نمی‌تواند جلوی پیشرفت آن‌ها را بگیرد. آن‌ها مردمان تحصیل کرده و پیشرفته‌ای هستند)، ج- مایک پمپئو (امریکا پشتیبان صدای فراموش‌شده مردم ایران است) و د. – سخنان دونالد ترامپ خطاب به مردم ایران: شاهد حمایت بزرگ امریکا در زمان مناسب خواهید بود، قابل رویت است. در آخرین نمونه مایک پمپئو درسخنرانی اخیر خود در جمع گروه تروریستی منافقین تلاش می‌کند تا جامعه ایرانی را به این باور برساند که حاکمیت اسلامی اساساً با مشکلات اقتصادی و معیشتی آن‌ها بیگانه است و بدون ارائه سند و مدرک اتهامات فله‌ای را علیه بسیاری از شخصیت‌های برجسته نظام طرح می‌کند.
3-خروجی قطعی دو گزاره نخست به شرط پیاده سازی دقیق و تأثیرپذیری جامعه ایران از آن، «دوقطبی سازی مردم-حاکمیت» است، به این معنا که مردم منافع و اولویت‌های خود را در تناقض با اولویت‌های دولتمردان ارزیابی کرده و به این تلقی برسند که بسیاری از مسئولان ارشد اولویت‌های روزمره مردم را اولویت خود نمی‌دانند و به فساداقتصادی و مالی مشغول هستند! خبرسازی و شایعه پراکنی رسانه‌های بیگانه فارسی زبان و برخی از رسانه‌های وابسته به یک جریان خاص در داخل کشور نیز رویکرد اصلی خود را در جهت تحقق چنین هدفی (دوقطبی سازی مردم-حاکمیت) قرار داده‌اند.
4- «تزریق روحیه ناامیدی و هراس در مردم نسبت به آینده»؛ دستاورد عینی دوقطبی سازی مردم –حاکمیت می‌باشد، زمانی که جامعه فشاراقتصادی ناشی از تحریم و ناکارآمدی دولتمردان را تجربه کرده و ذهن آن با انبوهی از اتهامات (حتی خالی از واقعیت) علیه مقامات داخلی مواجه شد طبیعتاً منافع خود را در تناقض با دولت (به معنای عام) تلقی کرده، از کارآمدی نظام اسلامی (به‌واسطه ناتوانی دولت و مجلس) ناامید شده و انگیزه‌ای برای رویارویی با توطئه‌های دشمن نخواهند داشت و این احساس خودکوچک بینی و ناامیدی از آینده نظام مهلک‌ترین سم برای آینده کشور به شمار می‌رود.
5- «طرح پیشنهاد مذاکره بدون پیش شرط به دولت ایران با هدف برانگیختن احساسات مردمی وایجاد رغبت در جامعه ایرانی برای مذاکرات جدید»؛ مرحله پنجم برای اجرایی کردن «استانداردسازی و توأمان فروپاشی حداقل سیاسی» نظام اسلامی است. برهمین اساس دونالد ترامپ سه شنبه شب پیشنهاد مذاکره بدون پیش شرط را به طرف ایرانی داد. آن‌هم در هنگامه‌ای که این کشور بدون پرداخت هزینه از برجام خارج شده و درتلاش است تا با تحریک احساسات عمومی، حاکمیت را تحت فشار مذاکرات جدید قرار داده تا دور جدید مذاکرات در حوزه موشکی و منطقه‌ای عملیاتی شود. این بدان معناست که پیشنهاد امروز امریکا برای مذاکره بدون پیش شرط نیز تله جدیدی است برای تحریک جامعه ایرانی برای رویارویی با نظام اسلامی. در واقع دونالد ترامپ و هیئت حاکمه امریکا تلقی می‌کنند امروز زمان مناسبی برای «تحریک جامعه ایرانی» با «پیشنهاد مذاکره بدون پیش شرط» است؛ چراکه به زعم آنها، جامعه ایرانی به ستوه آمده به دلیل سخت‌ترین شرایط اقتصادی، ناکارآمدی افراد و جریانات سیاسی را به پای نظام نوشته واز آینده نظام اسلامی ناامید است و تنها چشم انداز روشن برای مرتفع شدن داخلی را مذاکره با امریکا می‌داند. برخی صدا‌های استقبال از پیشنهاد ترامپ اگر نگوییم همسو با دشمن است، بازی در پازلی است که ترامپ طراحی کرده است.

 محمد اسماعیلی