به گزارش افکارنیوز،

برجام، مذاکره با آمریکا، FATF‌ و هر موضوعی از این دست که در سال های اخیر، بخشی از ادبیات سیاسی حاکم بر کشور بوده، هر قدر هم با اهمیت و سرنوشت ساز باشند، باز هم روکشی برای مفهومی مهم تر و عمیق تر به نام هویت دینی و ملی هستند، همان که در سایه آن، استقلال و انسجام و اقتدار و عزت معنا می یابند.

آنچه افق روشنی پیش روی ایران اسلامی گسترده و این مرز و بوم و زنان و مردان شریفش را سرسلسله بسیاری از تحولات موثر تاریخ معاصر و در معرض ساخت تمدنی بزرگ قرار داده قلب تپنده و پیش برنده این کشور یعنی هویت دینی و ملی است. هر موضوعی هم که قابل مذاکره با دشمنان و حتی دوستان نباشد و به اصطلاح، ناموسی تلقی شود دقیقاً با همین هویت در تعارض بوده است.

قصد نقد نگاه حاکم بر سیاست خارجی کشور در ۶ سال گذشته و ناکارآمدی آن را ندارم. وضعیت چند سال اخیر کار را به جایی رسانده که کسانی که برای اولین بار، از برجام ۲ و ۳ سخن گفته اند، امروز خودشان، همان برجام اول را هم زیر سئوال می برند و عملاً بی فایده می دانند. هفت مورد ذیل، تاکید بر چند گزاره و پیشنهاد کلان حوزه دیپلماسی از زاویه نگاه هویت دینی و ملی است.

یک. اولاً باید دانست که صرف مذاکره با هیچ قدرتی، امتیاز نیست. آن مسئول کم اطلاع دولتی هم که چند سال پیش نوشت اهمیت تعامل با آمریکا، از اصل مسئله هسته ای بالاتر است و همچنین هم فکران او، باید بدانند که دوران این عقیده نه امروز که چهل سال پیش تمام شده است. ایران اسلامی قدرتی منطقه ای و امنیت آفرین است که بدون مشارکتش تقریباً هیچ مسئله کلانی در غرب آسیا حل نمی شود.

دو. ما از ابتدا به برجام و دولت پیشین آمریکا خوش بین نبودیم، از تغییر ادبیات دولتمردان جدید آمریکا هم هراسی به دل راه ندادیم و سخنان امروزشان را هم که ظاهراً از مواضع جنگ طلبانه و تهدید آمیز خود کوتاه آمده اند و از مذاکره بدون پیش شرط با ایران حرف می زنند، جدی نمی گیریم. هویت دینی و ملی ما، اقتضا می کند که نه فقط آمریکا که تمام بازیگران عرصه بین الملل را با دقت زیر نظر بگیریم، اما بدانیم هر اتفاق مثبتی که بخواهد در این کشور رقم بخورد، ریشه اش در داخل است، نه به لبخندها وعده های دیگران دل ببندیم و نه از فریادشان بترسیم.

سه. به مسئولان سیاست خارجی کشور توصیه می کنیم چندان با جزئیات رفتار و تغییرات اشخاص یا مواضع مسئولان آمریکایی، کاری نداشته باشند و روی آن حساب باز نکنند. اینکه ترامپ، بولتون را برکنار کند یا نکند، ارتباطی به ما ندارد و تاثیری هم بر ما نمی گذارد. سطح جمهوری اسلامی، ورای این است که یک تغییر در سطح مسئول درجه دومی در آمریکا، بخواهد برایش نشانه ای محسوب شود.

اگر هم ترامپ، تصور می کند که برکناری مشاور یا وزیر خارجه و دفاعش، در واقع سیگنالی به ماست و از آن با عنوان امتیازی به ایران یاد کند، ناشی از عملکرد غلط انداز چند سال اخیر ماست و مشخص است که او، مبانی ما را نمی شناسد. از سویی، خود ترامپ هم آن قدر محل بحث نیست و این هویت استکباری هیئت حاکمه آمریکاست که دیوار بی اعتمادی را بالا برده است. اگرنه، ترامپ و اوباما و کلینتون و بوش پدر و پسر، همه به یک میزان دشمن‌اند و هیچ تفاوتی میانشان نیست.

چهار. مسئولان سیاست خارجی نباید دل خوش کنند به اینکه آمریکا می خواهد بدون پیش شرط مذاکره کند. اتفاقاً مذاکره بدون پیش شرط معنا ندارد و این ما هستیم که پیش شرط داریم. آمریکا باید رسماً از چهار دهه دشمنی نظامی، سیاسی و اقتصادی عذرخواهی کند، تمام تحریم ها از هر نوعی را لغو کند، دارایی های بلوکه شده ما را آزاد کند و عملاً و نه تنها در سخن، به تمام توافقات صورت گرفته در برجام بازگردد.

پنج. در شرایط فعلی، به فرض آنکه تمام موارد بند قبل رخ دهد که تقریباً محال است، اما باز هم مذاکره با آمریکا به صلاح نیست. همه باید بدانند که تهران، آن عنصر ضعیفی نیست که شاهد تلاش برای کودتا و جنایت و فشار اقتصادی و نقض عهد باشد و بلافاصله با یک دلجویی، اهل تعامل شود و به میز مذاکره بازگردد. تا سال ها، مذاکره با آمریکا در هیچ سطحی قابل قبول نیست و دونالد ترامپ یا هر فرد دیگری، نخواهد توانست از مذاکره نمایشی با دولتمردان ایران، برای خود در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، برگ برنده ای ایجاد کند. سران آمریکا و سایر کشورهای دنیا باید متوجه شوند که ایران اسلامی، ناقض عهد را پشیمان می کند.

شش. بدانیم که مذاکره صرف، بدون تقویت داخل و تولید قدرت خارجی، حلال هیچ مشکلی نیست. آرامش، امنیت و ثبات اقتصادی کشورهای غرب آسیا از جمله عراق، افغانستان، سوریه، لبنان، یمن و … برای ما موضوعیت دارد و در محدوده منافع ملی ما قرار می گیرد. ایران اسلامی، حامی دولت های مشروع و مردمی منطقه است و به دعوت آنها، در منطقه حضور پیدا می کند. جمهوری اسلامی هیچ تهدیدی را حتی خارج از مرزهای خود نخواهد پذیرفت.

هفت. ایران اسلامی، ادامه حیات ننگین رژیم صهیونیستی را نمی پذیرد و این موضع، از آنجا که برگرفته از جهان بینی ماست و با هویت دینی و ملی ما ارتباط پیدا می کند، مبنایی و غیرقابل تغییر است. ما تا نابودی قریب الوقوع این دولت جعلی و بازگشت سرزمین فلسطین به فلسطینیان، پای این عقیده خواهیم ایستاد و در جهت تحقق آن عمل خواهیم کرد.

محسن پیرهادی