قلی‌پور: از شدت خونریزی زیاد، به کما رفتم

حمیدرضا قلی‌پور عضو تیم ملی ووشوی کشورمان که میهمان برنامه «نیمکت داغ»  رادیو ایران بود، صحبت‌های زیر را انجام داد.

*در سال جدید که خبری از آسیب دیدگی های سال قبل نیست؟

ان شاءالله که نباشد، تضمینی زانویم را عمل کرده اند و امیدوارم مشکلی پیش نیاید.

*چه شد که این اتفاق افتاد؟

وقتی از جام جهانی برگشتم، هفته بعد در مسابقات لیگ بازی کردم و مجبور شدم دوباره وزن کم کنم. این موضوع باعث شد قوای جسمانی ام کاهش یابد و سکوی مسابقه هم نامناسب بود و بالا و پایین داشت، مچ پایم گیر کرد و زانویم پیچید و کشکک زانویم از جایش در آمد و منجر به پارگی رباط شد.

*سالی چند بار وزن کم می کنی؟

بستگی دارد. باید 9 یا 10 بازی در لیگ داشته باشیم و هر بار باید وزن کم کنیم. در سال جدید، یا باید در سنگین وزن شرکت کنم یا در مسابقات آزاد ولی هنوز قطعی نیست و دارم با فدراسیون و مربی تیم ملی مشورت می کنم.

*به خاطر اینکه زیاد می خوری یا ژنتیکی این طوری هستی که می خواهی به سنگین وزن بروی.

من زیاد نمی خورم ولی آب هم که می خورم بدنم سوخت و سوز ندارد.

*قبل از اینکه وارد ووشو شوی وزنت چقدر بود؟

من از 9 سالگی ورزش می کنم و از 28 کیلو شروع کرده ام و مسابقه دادم و بعد 35 ، 45 تا الان که وزن عادی ام 110 کیلو است.

*الان چند سال داری؟

28 سال. موقعی که شروع کردم ووشو نبود و قسمت جوانان و نونهالان نداشت و من از ورزش های رینگی شروع کردم و از 16 سالگی هم وارد ووشو شدم.

*چه شد سمت ووشو آمدی؟

دایی ام استاد مرادی مربی من است. خانواده ما طوری بود که همه بچه ها را به باشگاه می فرستادند و من با پسر خاله ام خیلی شلوغ می کردیم.

*در چه حد شیطانی می کردی؟

خیلی زیاد. هر بار که دعوا می کردیم و کتک می خوردیم و لباس هایمان کثیف می شد، مادرم نیز ما را کتک می زد. یک بار دستم با چوب زخم شده بود و خون می آمد و نمی خواستم مادرم بفهمد، رفتم و زیر پتو قایم شدم ظهر که خوابیدم فردا ظهر بیدار شدم و فهمیدم که از هوش رفته ام و مادرم به خاطر همین مرا کتک نزد. در واقع در کما بودم.

*در آن مدت کسی سراغت نیامد؟

شب آمده و فکر کرده بودند خسته ام و خوابم برده است. صبح فهمیدند که پتو پر از خون است. البته تمام این ها بازی بود چون در بچگی دعواهای کودکانه اجتناب ناپذیر است.

*کجا متولد شده ای؟

در حصارک کرج و همان جا بزرگ شدم تا 9 سالگی و بعد رفتیم گوهردشت و تا الان همان جا زندگی می کنیم.

*چقدر از مربی کتک خوردی؟

خیلی زیاد، بیشتر از حریفان از مربی کتک خورده ام. البته کتک تربیتی ولی دست خیلی سنگینی دارد؛ وقتی بزند تا یک هفته جایش می ماند.

*چند بار از این کتک ها خوردی؟

خیلی زیاد.

*یعنی اصلش این است که کسی که می خواهد رزمی یاد بگیرد باید کتک بخورد.

بله همین طور است باید کتک بخورد و به نظر من تنبیه بدنی جزیی از ورزش رزمی است. چون من خواهرزاده اش (مربی) بودم مرا بیشتر از بقیه می زد چون با من راحت تر بود.

*تو را بیشتر می زد که نگویند هوای فامیلش را دارد.

بله، مثلا کمربند زرد را همه سه ماهه می گیرند ولی برای من یک سال طول کشید در صورتی که من بیشتر از همه باشگاه می رفتم. کمربند مشکی را آقای فریدون مالکی به من جایزه داد در مسابقه ای که کسی فکرش را نمی کرد من اول شدم. چهار سال بود که می رفتم و کمربند قهوه ای داشتم در حالی که 3 سال سقف کمربند مشکی است. اصلا به من کمربند نمی داد.

*اعتراض نمی کردی؟

کمربند زرد را چون بچه بودم اعتراض کردم و رفتم پیش مادربزرگم و داد و بیداد و گریه کردم که پسرت به من کمربند نمی دهد. مادربزرگم به او گفت که شیرم را حلالت نمی کنم و همان شب کمربند زرد را گرفتم.

*اولین مدالت را در دنیای قهرمانی چه سالی گرفتی؟

سال 84 عضو تیم ملی شدم که بازی های آسیایی بود و فیکس وزنم شدم ولی در اردو به من گفتند که 20 روز سنم زیاد است و نتوانستم اعزام شوم. سال بعد در جوانان جهان قانون عوض شد و همه در اردو بودند. از زمان جوانان من کپی شناسنامه را درست می کردم و در بزرگسالان بازی می کردم برعکس بقیه.

*چند سال اضافه می کردی؟

دو سال اضافه و با کپی شناسنامه در بزرگسالان بازی می کردم.

*الان واقعا چند سالت است؟

28 سال. وقتی قانون عوض شد با استاد من تماس گرفتند و گفتند سنش می خورد و من به اردو رفتم و فکر کنم 10 روز در اردو بودم و رفتم مسابقات قهرمانی جوانان جهان. کل کاروان ما یک طلا گرفت که آن را من گرفتم.

*وقتی برگشتی ایران برخورد با تو چگونه بود؟

خیلی خوب بود. اولین مسابقات ما خیلی خوب بود و همه می آمدند. بعد از چند مسابقه دیدم دیگر نه عمویی می آید نه خاله ای می آید و نه فرد دیگری.

*اهل فضای مجازی هستی، در چه حد؟

بله هستم معمولی.

*مواقعی که مسابقات داری استفاده می کنی؟

اصلا. در طول روز شاید مجموع صحبت کردن من با تلفن بیست دقیقه بشود آن هم با همسرم و در کل اردو تعطیل است.

*چند سالی است که ووشو در جامعه ورزش شناخته تر شده، این را حس و فکر می کنی چقدر مردم با آن ارتباط برقرار کرده اند؟

به نظر من اوج محبوبیت ووشو در بازی های آسیایی گوانگژو بود که سه طلا و دو برنز گرفتیم. ما اندازه کل افتخارات تاریخ ووشو در آن مسابقات مدال گرفتیم و چون پخش زنده داشت مردم همه دیدند و با آن بیشتر آشنا شدند و ما توانستیم جایگاه خوبی بدست آوریم. قبل از آن رتبه ایران چهارم یا پنجم بود ولی الان ما با اختلاف کم از تیم اول و اختلاف زیاد از تیم سوم، نایب قهرمان می شویم.

*شاید مهم ترین نقطه ضعف آن نبود ووشو در المپیک است.

بله اگر المپیکی بود خیلی می توانستیم به رنکینگ ایران در المپیک کمک کنیم. این احتمال است که حضور کاراته در المپیک 2020 خیلی به کمک بیاید چون فقط در المپیک 2020 حاضر هستند و بعد از آن باید در مورد آن تصمیم گیری شود.

*با کاراته‌کاها در ارتباط هستی؟

بله با خیلی ها دوست هستم.

*دوست نداشتی خودت کاراته‌کا بودی؟

من اصلا کاراته را دوست ندارم.

*در رزمی به جز ووشو چه رشته ای را دوست داری؟

ورزش های رینگی و ووشو را دوست دارم چون از بچگی کار کرده ام و با روحیاتم سازگار است. در ورزش های دیگر تنیس را خیلی دوست دارم و فکر می کنم اگر ووشو کار نمی کردم در تنیس موفق بودم.

*اگر الان بگویند قرار است با یک نفر به غیر از رشته ووشو مسابقه بدهی چه کسی را انتخاب می کنی؟

رافائل نادال چون خوشم نمی آید و می خواهم شکستش دهم. اگر نشد در آخر با مبارزه شکستش می دهم!

*با توجه به شناخته شدن ووشو در بین مردم آیا به آن از سوی مسئولان توجهی می شود؟

مدتی قبل مجمع سالانه فدراسیون ووشو را داشتیم و هنوز نتوانسته بودیم کامل  بودجه خودمان را بگیریم در صورتی که فدراسیون های دیگر حتی تا 130 درصد بودجه گرفته اند. ما چون مدیر خوبی داریم منابع را برایمان تامین می کند. به نظر من آن نگاهی که به ووشو باید بشود، نمی شود. ما در بخش های سخت افزاری هم مشکل داریم. حداقل در هر استان باید یک خانه ووشو و سکوی ساندا و تالو فیلد داشته باشیم. من برای بهتر شدن شرایط  برنامه ای دارم که هزینه زیادی هم ندارد.

*برنامه ریزی چه هست؟

اگر بتوانیم برای هر سه یا چهار استان یک مربی چینی بیاوریم در رشته های ساندا و تالو حداکثر می توانیم بعد از دوسال چین را بگیریم. ما الان با شش طلا نایب قهرمان می شویم و چین با هجده طلا اول می شود که آن هم به خاطر تالو است.

*این پیشنهاد را به آقای علی نژاد داده ای؟

بله.

*مشکل چه است؟

منابعی است که باید تامین شود. مثلا ما سی و دو مربی می خواهیم باید حساب کنیم در سال چقدر می شود و برای آن بودجه ای در نظر بگیریم که صد در صد جواب خواهد داد.

*الان تنها دغدغه ات ورزش است؟

بله.

*درس چه؟

از مهر ماه کارشناسی ارشد می خوانم. از سال 89 توانستم مقداری به درسم بپردازم.

*قهرمان جهان هستی، به تو نمره می دهند؟

نه، کاش می دادند. من نمره صفر هم گرفته ام.

*لیسانس چقدر طول کشید؟

9 ترمه تمام کردم اگر چند درس را به من صفر نمی دادند 7 ترمه تمام می کردم.

*کدام دانشگاه تحصیل می کردی؟

شهید بهشتی.

*درس خوان هستی؟

نه بچه ها کمک می کنند.

*یعنی تقلب می رسانند؟

نه، در مباحث تحقیقی و جزوه ها. ما در آنجا چند مراقب داریم که وقتی وارد سالن امتحان می شوید اصلا جرات نمی کنید امتحان بدهید چه برسد به تقلب.

*یعنی مسابقه قهرمانی جهان راحت تر از امتحان دادن است؟

خیلی راحت تر است. استرسی که سر امتحان دارم در فینال قهرمانی جهان ندارم.

*چند سال است که متاهل هستی؟

نزدیک به سه سال.

راضی هستی؟

خدا را شکر.

*خیلی ها می گویند زندگی با یک ورزشکار سخت است همسرت راضی است؟

همسرم ورزشکار است و خودش درک می کند چون خودش هم در اردوها بوده است و شرایط را می داند.

*همسرتان را معرفی می کنی؟

مهروز ساعی قهرمان آسیا در رشته تکواندو

*هادی ساعی هم حمایتت می کند؟

بله نقش برادر بزرگتر مرا دارد و به من مشاوره می دهد و مرا حمایت می کند.

*اگر جایی بروید خودت را حمید رضا قلی پور معرفی می کنی یا می گویی داماد هادی ساعی هستم.

آقای ساعی افتخار این کشور هستند و از اینکه داماد ایشان هستم افتخار می کنم.

*در خیابان تو را می شناسند؟

 در کرج بله.

*در خرید کردن صف می ایستی؟

رعایت قانون را دوست دارم و به آن احترام می گذارم. به نظر من بزرگترین مشکل جامعه ما مشکل رانندگی است که باید در آن فرهنگ سازی شود تا مردم در بحث رانندگی زیاد اذیت نشوند.

*هنگام رانندگی عصبانی می شوی؟

نه به هیچ عنوان.

*عیدی خوب می گیری یا خوب می دهی؟

عیدی زیاد نمی دهم.

*قهرمان جهان عیدی نمی دهد؟

به خواهرم و پدرم به مادرم و الان هم به همسرم عیدی می دهم.

*یعنی از همه عیدی می گیری؟

بله به قهرمان جهان باید عیدی بدهند.

*چه عیدی می گیری؟

بیشتر پول، هرچقدر پول بیشتر باشد عیدی بهتر است.

*چند سال سیزده بدر سبزه گره زده ای؟

یکی دو بار گره زدم.

*یعنی 24 سالگی گره زدی و 25 سالگی ازدواج کردی؟!

سبزه اش خیلی خوب بود شاید درخت بوده که گره زدم!

*حرف آخر؟

ممنونم از شما و امیدوارم سال 96 برای همه سالی خوب و پر از شادی و مهم تر از همه سلامتی و پر از پول باشد.