ایده «ضربات تیز» ترامپ چگونه کار می‌کند و چطور از کار می‌افتد؟

 عملیات و اقدام ترامپ در ربایش رئیس جمهور ونزوئلا اگر چه به فیلم‌های هالیوودی می‌ماند (احتمالا بیش از این، بدین شکل نیز تصویرسازی خواهد شد)، قبلا تحت عنوان «ضربات تیز» صورت‌بندی و معرفی شده بود و به زعم برخی، در ارتباط با ونزوئلا به شکل ترور یا آدم‌ربایی پیش‌بینی می‌شد.

ویژگی این نوع عملیات‌ها استفاده از برتری‌های اطلاعاتی و عملیاتی برای وارد کردن ضربات سخت به صورت موضعی و محدود است. ویژگی مهم اما نامشهود در نگاه نخست، عدم تمایل به پرداخت هزینه گزاف برای پیشبرد اهداف این نوع عملیات‌هاست. به همین دلیل هم این ضربات از نظر جغرافیایی و بازه زمانی محدود هستند و طراحی‌های عملیاتی پیچیده و زمان‌بری دارند. نکته قابل تامل دیگر آن است که زمانی که ترامپ اطمینان بالایی دارد که این عمل بدون هزینه یا کم هزینه است و می‌تواند آن را بدون ادامه (و دامنه) پیداکردن درگیری انجام دهد، دست به این اقدامات می‌زند.

نمونه‌های این اقدامات را دولت اول و دوم ترامپ می‌توان از فرودگاه بغداد و فردو تا کاراکاس شناسایی کرد. لذا فهم نوع منطقی که به این نوع ضربات تیز منتج می‌شود و ویژگی‌های آن برای اقدامات مقابله‌ای حائز اهمیت است؛ خصوصا با توجه به روحیات ترامپ و این نکته که احتمالا موفقیت‌های او در این عملیات‌ها باعث استفاده بیش از پیش از این دست ضربات تیز خواهد شد.

به نظر می‌رسد بایستی در ایران نیز با جلوگیری از کوچک‌نمایی یا برجسته‌سازی بیش از حد این اقدامات به ویژه عملیات اخیر، فهم درستی از نقاط ضعف و قوت این نوع ضربات داشت. این امر از آنجا ضروری است که پس از لطمات جنگ ۱۲ روزه و ادامه سطح بالای تنش بین ایران و محور عبری - ترامپ- براندازان، به دلیل حساسیت ذهن تصمیم‌ساز و تصمیم‌گیر به تهدید، امکان بزرگنمایی وجود دارد.

اثرات و عرصه‌هایی که با توجه به فضای پیش رو باید مدنظر داشت این است که نگاه حقوق بین‌الملل‌محور به عرصه سیاست خارجی، آن هم در سال‌های اخیر، باعث اشتباه در تحلیل و اقدام می‌شود. متاسفانه قاعده «الحق لمن غلب» در دنیای فعلی برقرار است، لذا همه کشورها در پی بیشینه‌سازی قدرت سخت خود خواهند رفت و حسب آن بایستی دنیای فردا را شناخت.

اقدام فعلی امریکا در ونزوئلا ظرفیت بالای امنیتی کردن این رفتار را در ذهنیت رهبران امریکای جنوبی و سایر قدرت‌های جنوب جهانی دارد، به ویژه با تهدیدات علنی ترامپ و تیمش علیه سایر کشورهای امریکای جنوبی و لاتین و صراحت لهجه برای کنترل قاره امریکا. حتی انگیزه‌های فردی این رهبران می‌تواند در مقابله با این خوی برتری‌جویی ترامپ قرار بگیرد.

صرافت و بیان نوعی از کنترل تضمین بازار نفت توسط ترامپ در پسا ربایش مادورور نیز نشانه‌ای مهم از اهمیت تاثیرگذاری بازارهای جهانی بر اقدامات وی و برآوردش از هزینه ضربات تیز دارد. هر چه قدر ترامپ توانایی کنترل مخاطره بیشتری داشته باشد، می‌تواند وی را در بکارگیری این ضربات تیز در اقصی نقاط دنیا جسورتر کند. این امر به ویژه برای روسیه و چین با توجه به دستیابی ترامپ به منابع ونزوئلا در حوزه انرژی می‌تواند منشا نگرانی باشد.

برای منصرف کردن ترامپ و تیمش برای پیشبرد ایده ضربات تیز با توجه به دست برتر عمومیِ عملیاتی و اطلاعاتی امریکا، سه احتمال کلی قابل شناسایی است.

الف.کنترل‌ناپذیری پساضربه: افزایش هزینه هر گونه عملیات برای ضربه تیز آمریکا به ویژه با تاکید بر نشان دادن عزم و توانایی بر اینکه اگر ضربه تیزی وارد شود، سطح تنش کنترل شده باقی نمی‌ماند. لذا امکان شروع درگیری و پایان درگیری به صورت محدود و موضعی وجود نخواهد داشت.

ب. انباشت بحران: تعدد پرونده‌های باز و بدون نتیجه آمریکا در عرصه جهانی مانند ونزوئلا یا شاید در آینده در لبنان می‌تواند موجب انصراف از پیگیری ضربات تیز بعدی در سایر نقاط جهان شود.

پ. تهدیدآفرینی برای اثرگذاران ترامپ: با توجه به امکان تاثیر بر تصمیمات ترامپ و عدم اعتنا به سازوکار های سنتی و تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی در امریکا، امکان فعال شدن لابی‌ها برای انصراف یا ایجاد انگیزه برای وی در پیشبرد ضربات تیز موثر است. از آنجا که منافع فردی ترامپ می‌تواند برخی تصمیمات دولت امریکا را عوض کند، افزایش مخاطرات برای اطرافیان ترامپ و لابی‌های موثر بر وی می‌تواند او را از پیگیری ضربات سخت منصرف سازد.