عاملی که درجه شما رادر بهشت بالا می برد/رفتاری که کینه را از بین می برد

کتاب «آداب رفتار با دختران‌» اثری از خانم معصومه حیدری پیرامون موضوع نحوه رفتار با دختران است که منتخبی از این نکات  ارزنده را در این گزارش تقدیم علاقمندان می‌نماید.

محبت

قدرى بر محبت کردن، از نشانه هاى بارز انسان صالح مومن است. بلکه مومن بدان اندازه انسان است که قدرت محبت نسبت به دیگران را دارد.

محبت خالصى که نه چشم انتظار پاداشى دارد نه تشکر و نه هدفش از آن، کسب چیزى است، محبت به خاطر خدا و در راه خدا. عظمت نفسانى از درون و غناى نفسى لبریز از محبت مردم و عطابخش، زیرا از چنان منبع بزرگى سرچشمه مى گیرد که تمام شدنى نیست، سرچشمه مملو و فیاض ‍ محبت الهى.

علامت محبتش به مردم این است که براى مردم خیر و خوبى مى خواهد و آنان را به خیر و نیکى دعوت مى کند. براى این طبق صفات و نشانیهاى همیشگیش امر به معروف و نهى از منکر مى کند که دوست دارد آنان را به راه راست هدایت کند و خیر و نیکى را برایشان خواستار است، نه براى این است که بر آنان تسلط پیدا کند و یا به راهى سوقشان دهد که از او اطاعت کنند.

والدین محترم محبت بدون سرچشمه نیست و بدون هدف نیز سودى ندراد. محبت به دختران باید بدون منت و خالصانه باشد و این خود بهترین راه براى نزدیک شدن شما به دختران مى باشد زیرا توسط محبت فاصله‌ها کمتر مى شود و شرط اول محبت، شناخت روحیات دختران است و اولین قدم براى ایجاد محبت شناخت یکدیگر و روحیات طرفین است.

دختران نیازمند و تشنه محبت هستند

انسان هر قدر هم که بزرگ باشد، چه از نظر سن و یا مقام، باز از تنهائى گریزان است، احتیاج به دوستى صمیمى و یکرنگ دارد، دوست دارد علاقه خود را براى کسى که نسبت به وى علاقمند است صرف کند، بشرط آنکه طرف او واقعا به وى علاقمند باشد.

خلاصه آنکه در فضاى معادلات و معیار‌ها بطور کلى دگرگون مى شود، و انسان به جهات ساختمان روحى خود مثل یک ماهى مى ماند که در فضاى محبت، نشاط مى یابد و رشد مى کند، خطاها، سختى ها، کمبودها، مرضها، همه و همه جلوه دیگرى دارند، توگوئى اکسیرى است که اگر به سخت‌ترین مشکلات زده شود آن را راخت و زیبا مى کند.

افسوس که قدر این گوهر و ارتباط آن در زندگى خانوادگى و اجتماعى ناشناخته است.

انسان تشنه محبت است، اگر آب زلال محبتى از کسى یافت با تمام وجود به او علاقمند مى شود و انس مى گیرد و گرنه به ناچار وقتى آب زلال و شیرین نبود به آب شور هم بسنده مى کند.

کیفیت محبت و ابعاد آن

هر انسانى بر حسب بافت روحى و عقائد و ارزش هاى مسلط و یا مهمى که دارد، مسائل و امورى براى او اهمیت مى یابد و به نسبت شدت و ضعف شکل گیرى روح و فکر او نسبت به امور مختلف، از خود عکس العمل نشان مى دهد، انتظار اینکه اگر کسى به چیزى یا انسانى، علاقه داشت تحت هر شرائطى و هر شکلى محبت را حفظ کند، بدون در نظر گرفتن ارزشهاى مهم و مسلط روحى و فکرى وى، جاهلانه است.

همیشه این طور نیست که محبت‌ها بر طبق باید‌ها باشد، بلکه برعکس درصد کمى از محبت‌ها در آن درجه که باید باشد هست.

دخترى که از پدر و مادر و در محیط خانه از لحاظ محبت اشباع شده در جوانى احساس محرومیت و بى پناهى نمى کند تا در مقابل چند جمله مودت آمیز یک جوان غرضران خود را ببازد و آینده خویش را تباه سازد.

والدین گرامى دختران باید از محبت اشباع شوند تا روانى شاد و دلى با نشاط داشته باشند و خوشبین و خوش قلب و با اعتماد باشند.

محبت عامل پیوند دو دل

همه مردم تشنه دوستى و محبتند. دوست دارند محبوب دیگران باشند. دل انسان به محبت زنده است. کسى بداند محبوب کسى نیست خودش را بى کس و تنها مى شمارد و همیشه پژمرده و افسرده است.

دختران نیز تشنه عشق و محبت اند و باید از محبتهاى بى شائبه پدر و مادر برخوردار شوند. یک دختر انتظار دارد به او محبت کرده و از صمیم قلب دوستش بدارند و همچنین اولین چیزى که مى تواند اختلافات بین والدین و دختران را از بین ببرد محبت است.

مهربانى و اظهار محبت واقعا اعجاز مى کند، زیرا محبت یک پیوند دو طرفه است.

والدین وظیفه دارند مزرعه دل دختران را با محبت و مهر آبیارى کنند چرا که محبت و علاقه درخواست طبیعى اوست و از راه آن چشمش به دنیاى آینده باید روشن گردد و راه زندگى را در دل او زنده مى سازد. دیدیم که محبت ضرورى زندگى دختران است و اهمیتش از اینجا معلوم مى شود که براى رسیدن به مرحله محبت اجتماع ناگزیر است از مرحله محبت خانوادگى عبور کند.

ابراز محبت به طرق مختلفى انجام پذیر است که بهترین آن در بغل گفتن و نوازش کردن و بوسیدن است، این امر مایه جلب محبت و اطمینان دختر از زندگى مى شود و از امنیت خاطر بیشتر استفاده خواهد کرد، راز توصیه اسلام که فرزندانتان را ببوسید از اینجا کشف مى شود.

محبت از طریق دیگر ابراز عنایت از راه سخن گفتن با صداى ملایم و دلپذیر و آهنگ و کلام موزون است، لوح دل دختر، چون آینه اى صاف و منزه است و چه بهتر که مملو از احساسات پاک و عواطف انسانى باشد.

میزان محبت باید به حدى باشد که تمام زوایاى زندگى دختر را در بر گیرد و روشن کند و به مقدارى باشد که رشد کافى جسمى و روانى او را تضمین و او را فردى سالم و متعادل تحویل جامعه دهد.

دین مقدس اسلام نیز به محبت کردن سفارش کرده و در این باره احادیثى وجود دارد از باب نمونه:

پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم مى فرماید: با کودکان محبت کنید به ناتوانیشان رحمت آرید، اگر وعده اى دادید وفا کنید، آن‌ها چنین مى پندارند که روزى آنان به دست شماست.

در حدیث دیگرى مى فرماید: هر کس فرزندش را ببوسد خدا حسنه اى در نامه عملش نویسد، کسى که رحم نکند رحمش نمى کنند.

پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: هنگامى که پدر به صورت فرزند بنگرد و مسرور شود ثواب بنده آزاد کردن دارد، گفتند: یا رسول الله گر چه سیصد و شصت بار بنگرد؟ فرمود: الله اکبر.

نگاه پدر به صورت فرزند عبادت است.

با فرزندان به لطف و احسان رفتار کنید.

فرزندانتان را زیاد ببوسید که به هر بوسه اى یک درجه در بهشت دارید.

به علاوه مستحب است در محبت و نیکى فرقى بین فرزندان نگذارد و جز به علم و ادب یکى را بر دیگرى ترجیح ندهد.

محبت عامل تربیت

از جمله مسائلى که در مورد تعلیم و تربیت اسلامى مطرح است مسئله محبت و نقطه مقابل آن خشونت است. البته نقطه مقابل محبت معمولا بغض است، ولى اثر محبت احسان و نرمى است و نقطه و اثر بغض قهرا خشونت است و سخت گیرى.

انسان را باید دوست داشت به خاطر انسانیت نه به خاطر هیکلش، انسانیت را باید دوست داشت.

انسان تشنه محبت مى باشد، محبت حیاتبخش دلهاست. هر کسى نفس ‍ خودش را دوست دارد و دلش مى خواهد محبوب دیگران باشد، احساس ‍ محبوبیت دل را شادمان مى گرداند.

کسى که بداند محبوب کسى نیست خودش را در این جهان پر آشوب تنها و بى کس مى شمارد، بدین جهت، همیشه پژمرده و افسرده خواهد بود. با احساس محبوبیت مى تواند آرام و راحت به رشد و نمو خویش ادامه دهد و در صفات عالى انسانیت تکامل یابد. محبت ریشه اخلاق نیک است. در پرتو محبت مى توان احساسات و عواطف را به خوبى پرورش داد و از او انسانى شایسته ساخت.

اما کسى که در محیط سرد و بى عاطفه پرورش یافته و از پدر و مادر مهر و محبت ندیده یک انسان راضى و طبیعى نخواهد بود. کسى که طعم محبت را نچشیده چگونه مى تواند آن را نثار دیگران سازد. از یک چنین انسان محرومى نمى توان توقع بشر دوستى داشت.

دین مقدس اسلامى که به مسائل تربیتى کاملا عنایت داشته و در مورد محبت سفارشهاى فراوانى به عمل آورده که در کتابهاى حدیث موجود است، از باب نمونه:

امام صادق علیه السلام فرمود:

خدا بنده اش را به واسطه شدت محبتى که نسبت به فرزندش دارد مورد رحمت قرار خواهد داد.

خداوند بزرگ به حضرت موسى علیه السلام فرمود:

محبت اطفال بهترین اعمال است، زیرا آفرینش آن‌ها بر خداپرستى و توحید است، اگر در کودکى بمیرد داخل بهشت مى شوند.

مردى به پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و سلم گفت:: تا کنون کودکى را نبوسیده ام، وقتى رفت پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم به اصحابش ‍ فرمود: به نظر من این مرد اهل دوزخ است.

پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: کسى که به کودکان مهربانى و به بزرگسالان احترام نکند از ما نیست.

حضرت على علیه السلام به هنگام وصیت فرمود: با کودکان مهربانى کن و بزرگان را احترام بگذار.

پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: کودکان را دوست بدارید و با آن‌ها مهربانى کنید.

پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم فرمود:

فرزندانتان را زیاد ببوسید، زیرا به واسطه هر بوسه اى درجه شما در بهشت بالا مى رود.

پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و سلم به هنگام بامداد دست نوازش بر سر فرزندان و فرزندزادگانش مى کشید.

عوامل محبت در احادیث اسلامى

۱. ایمان محور محبت:

من احب لله و ابغض لله و اعطى لله فهو ممن کمل ایمانه

امام صادق علیه السلام فرمود:

هر کس به خاطر خدا دوست بدارد و به خاطر خدا دشمن بدارد و به خاطر خدا عطا کند، از کسانى است که ایمانش کامل شده است.

امام باقر علیه السلام فرمود:

اگر خواستى بدانى در تو خیرى هست، به دلت نگاه کن، اگر اهل طاعت خدا، فرمانبرداران را دوست دارد و از اهل معصیت خدا بدش مى آید، در تو خیرى هست و خداوند تو را دوست دارد و اگر از اهل اطاعت بدش ‍ مى آید و از اهل معصیت خشنود است، در تو خیرى نیست و خداوند از تو ناخوشنود است و (بدان) که هر کسى با دوست خود خواهد بود (یعنى در قیامت دوست با دوست است)؛ و فرمود: هر کسى که معیار محبت و دشمنى او دین نباشد دین ندارد.

۲. محبت، محبت مى آورد:

بالتودد تتاءکد المحبة

حضرت على علیه السلام فرمود: با دوستى، محبت محکم مى شود، یعنى براى پیدا کردن دوست، دوست کردن همسر و دیگران از خودتان شروع کنید، سعى کنید دوستى کنید تا او هم با شما دوست شود.

۳. توجه و حضور قلب به خدا:

امام صادق علیه السلام فرمود: هر که در نماز، دل به خدا دهد، خداوند رو به او کند، دلهاى مومنین را هم به دوستى با او مى گرداند، بعد از آنکه خدا او را دوست مى دارد.

۴. احسان و نیکى محبت مى آورد:

بالاحسان تملک القلوب

حضرت على علیه السلام فرمود: با احسان و خدمت، دل‌ها را مى شود مالک شد؛ و در حدیث دیگرى فرمود:

با احسان و نیکى مى شود افراد را خرید و بنده کرد.

آرى فطرت و سرشت انسان به گونه اى است که وقتى به او احسان شود، مجذوب مى شود و انس مى گیرد.

۵. سلام کنید و محبت ایجاد نمائید:

پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم فرمود:

سوگند به نام آنکه جانم دست اوست، به بهشت وارد نمى شوید تا ایمان بیاورید و ایمان نمى آورید تا با یکدیگر دوست باشید، آیا نمى خواهید شما را به کارى راهنمایى کنم که اگر انجام دهید، با هم دوست شوید؟ (براى ایجاد محبت) به یکدیگر آشکارا سلام کنید؛ و حضرت على علیه السلام فرمود:

زبانت را به سخن ملایم و سلام کردن عادت بده تا دوستانت زیاد شوند و دشمنانت اندک گردد.

بیشتر بخوانید: چگونه امام زمان(عج) با نواب خاص در ارتباط بودند؟ / وقتی علما حرف نواب خاص را قبول نمی‌کردند! 

۶. اظهار محبت، محبت مى آورد:

پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم مى فرماید:

مرد وقتى به زنش بگوید دوستت دارم، این سخن هرگز از دل او بیرون نمى رود.

مردى به امام باقر علیه السلام عرض کرد: من فلانى را دوست دارم، حضرت فرمود: او را از این دوستى آگاه کن، که براى دوام دوستى موثرتر و در الفت بهتر است.

پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم فرمود:

وقتى کسى را دوست مى دارید محبت خویش را اظهار کنید، اظهار محبت صلح و صفا به وجود مى آورد و شما را به هم نزدیک مى سازد.

۷. صورت گشاده و خندان:

حسن البشر اول العطاء و اسهل السخاء

حضرت على علیه السلام مى فرماید: رخسار نیکو اولین هدیه و راحت‌ترین بخشش است؛ و فرمود:

صورت گشاده و باز تو، اول نیکى توست و دلالت بر بزرگوارى تو مى کند؛ و فرمود:

صورت باز آتش دشمنى را خاموش مى کند؛ و باز فرمود:

صورت باز و گشاده ریسمان محبت است و فرمود: کار نیک و صورت باز، محبت مى آورد و انسان را به بهشت مى رساند؛ و فرمود: صورت گشاده، روش هر آزاده است.

۸. خوش آمد گوئى و محبت:

حضرت على علیه السلام فرمود:

روى باز و گشاده و بخشش و نیکى و خوش آمد گفتن، موجب دوستى مردم است.

۹. دست دادن، محبت مى آورد:

تصافحوا فان المصافحة تزید فى المودة

پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: به یکدیگر دست بدهید که محبت را زیاد مى کند.

حضرت امام صادق علیه السلام فرمود:

به یکدیگر دست بدهید که کینه را از بین مى برد.

۱۰. هدیه دادن دوستى آفرین است:

تهادوا تحابوا

امام صادق علیه السلام فرمود: به یکدیگر هدیه دهید، تا دوست هم شوید، چرا که هدیه کینه را از بین مى برد.

حضرت على علیه السلام فرمود:

هدیه محبت مى آورد، و فرمود: هیچ چیز مثل هدیه، فرمانروا را ملایم و خشم را بیرون و رانده شده را متمایل و کارهاى سخت را آسان و بدی‌ها را دور نمى کند.

نکته مهم در هدیه و اهمیت آن به اظهار محبت و دوستى است، نه ارزش ‍ مادى آن، بنابراین در هدیه توقعات را کنار بگذارید و ارزش واقعى آن را در نظر بگیرید تا دوستان شما و خود شما بتوانید همواره به یکدیگر هدیه اى هر چند اندک به نشان دوستى تقدیم کنید، متأسفانه این ابراز دوستى، در نزد بعضى به خاطر توقعات نابجا تبدیل به وسیله کدورت مى شود و بجاى تشکر و دریافت پیام هدیه، به خاطر مسائل مادى از یکدیگر دلخور مى شوند.

امام صادق علیه السلام فرمود: محبوب‌ترین برادرانم، کسى است که عیب هاى مرا به من هدیه دهد.

حضرت على علیه السلام فرمود: چه خوب هدیه اى است، موعظه.

پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم فرمود:

هیچ مسلمانى براى برادرش، هدیه اى بهتر از سخن حکیمانه که یا هدایتش را زیاد کند، یا از هلاکت دورش کند، نداده است.

۱۱. معاشرت نیکو:

حسن العشرة تستدیم المودة

حضرت على علیه السلام فرمود: معاشرت نیکو، دوستى را دوام مى بخشد.

البته تأثیر معاشرت نیکو و رعایت اخلاق در خانواده و برخورد دوستانه، مسأله اى کاملا روشن است.

۱۲. خوش اخلاق باشید:

حسن الخلق یورث المحبة

حضرت على علیه السلام فرمود: خوش اخلاق بودن دوستى مى آورد؛ و فرمود: سه چیز محبت مى آورد، خوش اخلاقى، ملایمت نیکو و تواضع.

۱۳. ملایمت و نرم خوئى:

بالرفق و التودد یحببک القلوب

امام باقر علیه السلام فرمود: با ملایمت و دوستى، دل‌ها تو را دوست مى دارد.

۱۴. خوش گمانى، محبت مى آورد:

من حسن ظنه بالناس حاز منهم المحبة

حضرت على علیه السلام فرمود: هر کس به مردم خوش گمان باشد به محبت آن‌ها دست مى یابد.

۱۵. بى نیازى از دیگران و محبت:

حضرت على علیه السلام فرمود:

خود را محبوب مردم کن، با بى رغبتى به آنچه در دست آنهاست، تا به محبت آن‌ها برسى.

مردى نزد پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم آمد، از حضرت سوالاتى کرد از جمله پرسید: چه کنم تا مردم مرا دوست بدارند، حضرت فرمود: به مردم نیکى کن و چشم به داشته آن‌ها نداشته باش و به آن طمع نکن تا تو را دوست بدارند.

۱۶. سخاوت، محبت آور است:

السخاء یزرع المحبة

حضرت على علیه السلام فرمود: سخاوت، محبت را مى رویاند.

امام صادق علیه السلام به معلى فرمود:

خودت را با رسیدگى به برادرانت محبوب گردان؛ همانا خداوند محبت را در بخشش و دشمنى را در امساک و ندادن قرار داده است.

۱۷. سکوت و محبت:

ان الصمت یکسب المحبة

امام هفتم یا هشتم فرمود: سکوت محبت مى آورد، سکوت راهنماى هر چیزى است.

زیرا بیشترین اسباب دشمنى از سخن گفتن است و از آنجا که حرکت دادن زبان کارى آسان است، بسیارى با سخن سبک و نسنجیده آبروى خود را مى برند و خود را نزد مردم و خدا سبک مى کنند.

۱۸. سخن زیبا و محبت:

حضرت سجاد علیه السلام فرمود:

سخن زیبا، دارائى را زیاد و روزى را افزایش مى دهد، اجل را به عقب مى اندازد و انسان را نزد خانواده محبوب و وارد بهشت مى کند.

۱۹. تواضع، محبت مى آورد:

ثمرة التواضع المحبة

حضرت على علیه السلام فرمود: نتیجه تواضع و فروتنى، دوستى است و فرمود: سه چیز محبت مى آورد: خوش اخلاقى، ملایمت نیکو و تواضع.

۲۰. سه عامل محبت:

امام باقر علیه السلام فرمود:

سه چیز محبت مى آورد، قرض، تواضع و بخشش؛ و در این میان باید از عوامل مهمى مثل ایمان، محبت، احسان، صورت باز و خندان، هدیه دادن، اخلاق خوب، شیرین زبانى و بى نیازى و کم توقعى و تواضع، بیشتر استفاده نمود.

آفات محبت

محبت نظیر قانون جاذبه در این جهان است همانطورى که این جهان پابرجاست روى قانون جاذبه، خانه و خانواده پابرجاست روى محبت و رحمت، این جهان از ذره یعنى اتم تا کهکشان‌ها همه و همه به واسطه قانون جاذبه پابرجاست، اگر یک لحظه قانون جاذبه از جهان برداشته شود نظم آن به هم مى خورد و به طور کلى جهان طبیعت نابود مى شود همچنین است محبت در خانه، اگر در خانه محبت نباشد نابود شدنى است، اگر محبت در خانه نباشد آن خانواده از هم پاشیده مى شود و باید بگویم خانه اى که در آن محبت نیست همانند قبرى است که در آن عذاب باشد، خانه اى که در آن محبت نباشد زندگى حقیقى در آن نیست بلکه مردگى است، مرگ تدریجى است آنهم تواءم با شکنجه، لذا از الطاف پروردگار عالم این است که وقتى تشکیل خانواده شد محبت طبیعى را عنایت مى کند رحمت و دلسوزى طبیعى را عنایت مى کند.

۱. تند خوئى:

اول چیزى که محبت را از خانه بیرون مى برد و شیشه محبت را مى شکند تند خوئى است. اختلاف، تندى، پرخاشگرى شیشه محبت را زود مى شکند.

۲. فحش و کتک:

اگر یکى از والدین به فرزند خود فحش دهد ولو تقصیرى داشته باشد خدا از او قهر مى کند، حضرت زهرا علیهاالسلام و پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و سلم و ائمه طاهرین از او قهر مى کنند و از طرفى این فحش به صورت بدى مجسم مى شود و رفیق او در عالم برزخ است و در قیامت رسوا است، رفیق انسان است در قبر و مونس انسان است در برزخ و محشر.

۳. زخم زبان:

دیگر زخم زبان است که شیشه محبت را مى شکند و گناهش به اندازه اى بزرگ است که امام صادق علیه السلام مى فرماید: پروردگار عالم فرموده است:

من اهان لى ولیا فقد ارصد لمجاربتى

هر که به یکى از دوستان من اهانت کند به تحقیق به جنگ با من کمین کرده است.

اگر کسى به ولى من توهین کند مثل این است که با خدا جنگ کرده است و پروردگار عالم فرموده است که هر کس با من بجنگد با او مى جنگم و معلوم است که خدا با کسى بجنگد دنیا و آخرتش به کجا مى رسد.

آنچه که باید پدر و مادر به آن توجه داشته باشند این است که زخم زبان زدن به دختر و او را کوچک کردن مخصوصا در مقابل دیگران، دیگرى را به رخ همدیگر کشیدن، به اندازه اى ضربه به محبت مى زند که بعضى اوقات مبدل به نفرت مى شود، مبدل به قساوت و سنگدلى مى شود و زندگى سخت و خانه مثل قبر تواءم با شکنجه مى شود، بنابراین تقاضا دارم تند نباشید.

۴. خودپسندى:

از دیگر چیزهایى که محبت را از بین مى برد منیت و خودپسندى است.

خودپسندى، تکبر، خود محورى به اندازه اى خطرناک است که قرآن شریف مى فرماید: اگر کسى خودشنید باشد، اگر کسى العیاذبالله خودمحور و متکبر باشد افعال و صفات رذیه اش در هویت و ذات او اثر مى گذارد و یک آدم خودپسند و سرکشى مى شود و به اندازه اى سرکش مى شود که در روز قیامت در مقابل خدا هم خودپسندى مى کند، در مقابل خدا هم سرکشى مى کند.

خودپسندى شاخه هاى بدى دارد که هر شاخه اى میوه اى تلخ دارد که از جمله آن‌ها این است که محبت را از دل دیگران مى برد.

۵. تبعیض ناروا:

از جمله چیزهایى که سلب محبت مى کند و باید خیلى مواظب باشیم تفاوت گذاردن بین افراد است. از پدر‌ها تقاضا دارم تفاوت بین بچه‌ها نگذارید. بعضى اوقات مى بینیم که یک مادر نفهم دخترش را خیلى دوست دارد به اندازه اى که مى فهماند که من دخترم را بهتر از برادرش دوست دارم. اول نتیجه این برخورد این است که محبت این مادر از دل پسرش بیرون مى رود. این یک گناه بزرگ است، اما گناه بزرگتر این است که بین این خواهر و برادر اختلاف مى افتد و اگر اختلاف بین دو خواهر، دو برادر، برادر و خواهر بیفتد رفع کردن آن کار مشکلى است و هر چه اختلافشان طول بکشد به همان اندازه که این‌ها گناه مى کنند مادر هم گناه مى کند، پدر هم گناه مى کند؛ لذا خانم‌ها مواظب باشند بچه‌ها را به یک اندازه نوازش کنند اگر این پسر بچه را ببوسد دختر بچه خود را هم ببوسد. شما وقتى وارد خانه شدید اگر یک بچه شیرین زبان دارید مواظب باشید او را جنایتکار نکنید و بدبختش ‍ نکنید، وقتى جلو مى آیند هر دو را بغل بگیرید، هر دو را روى زانو بنشانید.